تبليغاتX
نماز

نماز

ویژه جشنواره نماز 1 تا 5 دی ماه

تاثیر نماز در تمرکز حواس و حضور ذهن

ذهن متمرکز، قوی و نیرومند است و ذهن پراکنده ناتوان و ضعیف . ذهن همانند چراغ اشعه ای دارد اشعه چراغ در شعله آن تمرکز قوی دارند و سوزاننده اند ودر نزدیکی شعله تمرکز کمتری دارند اما باز هم تمرکز کمتری دارند اما باز هم گرمایشان محسوس است . هرچه از منبع نور دور می شویم پراکندگی اشعه بیشتر می شود تا حدی که گرمای حاصل از از آنها را به هیچ وجه حس نمیکنیم . ذهن در حالت تمرکز پتانسیل بسیار قوی دارد اما هنگامی که به علت توجه به سوی اشیای مختلف پراکنده می شود نیرو و توان خود را از دست می دهد و هر چه به اشیای بیشتری متوجه و پراکنده تر شود از توان آن کاسته می گردد.هر عمل عبادی علاوه بر آن که مقام وارزش ویژه مذهبی و معنوی دارد موجب تمرکز فکری وذهنی ملموس و قابل توجهی میشود کگه هر کس میتواند آن را به تجربه بگذارد و ادراک کندان تتقو الله یجعل لکم فرقانااگر از خدا بترسید و پروا کنید نیروی تشخیص (فرقانا) را در شما قرار میدهدو قدرت تشخیص از تمر کز قوای ذهنی به دست می آید.ویلیام جیمز :فرق بین افراد نابغه با دیگران یک موهبت فکری نیست بلکه مربوط به توجه کاملی است که به موضوعات و نتیجه های آن مبذول می دارند و میزان نبوغ یک نابغه به درجه تمرکز فکریش بستگی دارد از این سخنان نتیجه می گیریم که نماز حقیقی بهترین وسیله ای برای پرورش توجه و تمرکز در انسان است زیرا نماز گزاری که پیوسته و با تمام قدرت می کوشد تا ذهن خود را از تمامی آنچه غیر خداست منصرف و فقط به خدا متوجه کند و تمام نیروی فکری خود را در یک جا جمع کند تا نمازش با خشوع و حضور قلب خوانده شود این برای او عادت می شود و در هر موردی می تواند قوای ذهنی خود را متمر کز کند .

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 6:57  توسط نیلوفر فرهادی/درنا صادقیان  | 

شعر نماز

من بهين معشوق خلوتخانه اهل نيازم / نو چشم انبيا محبوب پيغمبر نمازم
رشته وصل خدايم مشعل راه هدايم / هم زبان اهل دردم هم ضمير اهل رازم
چشمه آب حياتم منبع صبر و ثباتم / آتش عشق درونم شعله سوز و گدازم
بوده از اول ستون دين احمد قامت من
اوليا بستند صف بر گفتن قد قامت من
پيشتر از آفرينش يار احمد بوده ام من ... دُر ذكر لعل لبهاي محمد بوده ام من
اوليا را انبيا را اتقيا را اصفيا را .... هديه ذات خداي حي سرمد بوده ام من
متقين و مومنين را بهترين ذكر الهي .... صالحين را خوشترين خلد مخلد بوده ام من
نور چشم حيدر و زهرا و پيغمبر منم من
آيه تنهي عن الفحشاء و المنكر منم من
گاه آدم را چراغ و چشم گوهر بار بودم ... گاه بر نوح نبي در موج طوفان يار بودم
گاه با خيل ملك در آسمان پرواز كردم ... گاه ابراهيم را گل در شرار نار بودم
گاه با عيسي بن مريم بر فراز چرخ بودم ... گاه با موسي بن عمران تا سحر بيدار بودم
من نمازم بال پرواز بلند اهل دينم
كز ازل معراج مومن خوانده ختم المرسلينم
ارتباط بين عبد و خالق منان منم من ... مشعل روشنگر دين پرتو ايمان منم من
شمع بزم ليله الاسري گل محراب حيدر ... لاله توحيد و خار ديده دشمن منم من
يار يوسف شالها در قعر چاه و كنج زندان ... مونس يعقوب در تنهايي و هجران منم من
ناله و فرياد و سوز و شور و درد اهل رازم
من نمازم من نمازم من نمازم من نمازم
در دل غار حرا هر شب پيمبر بود با من ... در كنار نخل ها تا صبح حيدر بود با من
نيمه هاي شب كه هر چشمي به خواب ناز بودي ... بين محراب دعا زهراي اطهر بود با من
از شب عاشور تا هنگام صبح درد خيزش ... عون و جعفر قاسم و عباس و اكبر بود با من
سجده ام جا بر جبين يوسف زهرا گرفته
انس با من در دل شب زينب كبري گرفته
من كه از تكبيره الاحرام تا ذكر سلامم ... روز و شب نقل زبان هر رسول و هر امامم
سيد سجاد در خلوتگه شب حال كرده .. با سلام و با قنوت و با قيامم
هر كه گيرد احترامم را كنم دائم دعايش ... سخت مي گيرم به آنكس كو نگيرد احترامم
با وجود آنكه خود بيمار درد هر طبيبم
در ميان دوستان خويش تنها و غريبم
من كه بر گلزار جانها ميدهم عطر خدايي ... از چه رو قومي ز غفلت مي كنند از من جدايي
تحفه معبود و محبوب القلوب عابدانم ... ليك بودم مورد بي مهري و بي اعتنايي
آن شكسته پنج ركنم ... اين نهاده زير پايم ... آن شده بيگانه با من در كمال آشنايي
آن يكي خواب و خور خود را مقدم داند از من
روي گرداند خدا از هر كه روگرداند از من
من نمازم بهترين مهر قبولي هاي طاعت ... روز محشر مي كنم از دوستان خود شفاعت
اي خوشا آنانكه ميخوانند در آغاز وقتم .. خوبتر آنكو مرا بر پاي دارد با جماعت
هر كه آبادم كند گويم دعايش لحظه لحظه ... هر كه ويرانم كند نفرين بر او ساعت به ساعت
هر كه با من نيست مهرش , هر كه از من نيست نورش
مي كند فردا خدا از چهارده معصوم دورش
من گرامي مهر پيشاني گلگون حسينم .. من كنار قتلگه آغشته با خون حسينم
اولياي حق همه مرهون من بودند اما ... من , خدا داند خدا داند كه مرهون حسينم
با صلوه و با قيام و با قعود و با قنوتم ... تا قيامت هر چه دارم عمر , مديون حسينم
خون ثاراللهيان از من كند امروز ياري
در مسير شام زينب كرده از من پاسداري
نيتم ز آيينه دل رنگ عصيان مي زدايد ... حمد و تكبيرم ز اهل معرفت دل مي ربايد
با ركوعم هر بزرگي قد كند پيش خدا خم ... با سجودم هر عزيزي سر بخاك دوست مي سايد
پير عارف با قيامم شمع جان را مي فروزد ... عبد سالك با قنوتم دست دل را مي گشايد
اي جوان . من با توام من باتو . تو با من باش با من
دوستدارم باش زيرا دوست مي دارم تو را من
مرتضي با چشم از خون بسته اش مي كرد يادم .. فاطمه با پهلوي بشكسته اش مي كرد يادم
مجتبي مشتاق من مي بود من هم عاشق او ... روز و شب با گريه پيوسته اش مي كرد يادم
قلب ثار الله پيش تير دشمن ها سپر شد ... با تن مجروح از خون شسته اش ميكرد يادم
( ميثم ) ار خواهي خدا ياد تو باشد ياد من كن
خرم از گلبانگ تكبيرم درون خويشتن كن

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 9:23  توسط نیلوفر فرهادی/درنا صادقیان  | 

چگونه از نماز کمک بگیریم؟

نماز است. نماز، جلوه برجسته یاد خداست و «دل آرام گیرد ز یاد خدای «أَلاَ بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»1

«وَاسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَكَبِیرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِینَ 2؛ از صبر و نماز یاری جویید (و با استقامت و كنترل هوس‏های درونی و توجه به پروردگار نیرو بگیرید) و این كار جز برای خاشعان سنگین است.» بر این اساس است كه در روایات فراوانی آمده است كه وقتی پیامبر اکرم یا امام علی(علیهماالسلام) با مشكلی رو به رو می‏شدند به نماز روی می‏آوردند. امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: مستند این كار همین آیه شریفه است.

از حضرت امام صادق(علیه‌السلام) نقل شده است كه فرمود: چه مانعی دارد وقتی كه با غمی از غم‏های دنیا رو به رو می‏شوید؛ وضو گرفته به مسجد بروید، دو ركعت نماز بخوانید و در نماز دعا كنید، زیرا خداوند دستور داده: «وَاسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ .»

و بی‏تردید استوارترین پشتوانه در زندگی همین است و بس، دیگر پشتوانه‏ها سست است و غیر قابل اعتماد:

«مَثَلُ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ أَوْلِیَاء كَمَثَلِ الْعَنكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنكَبُوتِ لَوْ كَانُوا یَعْلَمُونَ 6؛ كسانی كه غیر از خدا را اولیا خود برگزیدند، همچون عنكبوت‏اند كه خانه‏ای برای خود انتخاب كرده و سست‏ترین خانه‏ها خانه عنكبوت است؛ اگر می‏دانستند!»

«هر حیوان و حشره‏ای برای خود خانه و لانه‏ای دارد اما هیچ یك از این خانه‏ها به سستی خانه عنكبوت نیست. اصولاً خانه باید دیوار، سقف، و دری داشته باشد و صاحب آن را از حوادث حفظ كند، طعمه و غذا و نیازهای او را در خود نگه دارد، بعضی خانه‏ها سقف ندارند، اما لااقل دیواری دارند یا اگر دیوار ندارند سقف دارند، اما لانه عنكبوت كه از تعدادی تارهای بسیار نازك ساخته شده نه دیواری دارد، نه سقفی، نه حیاطی و نه دری. اینها همه از یك سو .

از سوی دیگر مصالح آن به قدری سست و بی‏دوام است كه در برابر هیچ حادثه‏ای مقاومت نمی‏كند، اگر نسیم ملایمی بوزد تار و پودش را در هم می‏ریزد. اگر چند قطره باران بر آن ببارد آن را متلاشی می‏كند. كمترین شعله آتش به آن برسد، نابودش می‏سازد، حتی اگر گرد و غبار بر آن بنشیند، پاره پاره می‏شود و از سقف خانه آویزان می‏گردد. معبودهای دروغین این گروه نه سودی دارد و نه زیانی نه مشكلی را حل می‏كند و نه در روز بیچارگی پناهگاه كسی هستند.»7

آری فقط او پناه‏گاه است و بس!نماز

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 8:42  توسط نیلوفر فرهادی/درنا صادقیان  | 

نماز شب و سحرخیزی

 

   نماز شب و سحر خيزي از منظر قرآن مجيد
نماز شب از منظر قرآن: در تفسير کشف الاسرار چنين آمده که خدای تعالی در سوره مزمل فرمود: «ای محمد به دوستان ما بگوی چون که خواهيد با ما راز و نياز کنيد روی به قبله شرع آريد و قدم در حضرت نماز نهيد».

در قرآن کريم ۱۱۲ مرتبه در ۴۵ سوره درباره نماز اوامری آمده است و نيز در ۱۷ آيه آياتی درباره نماز شب و دعوت بندگان برای برپا داشتن آن آمده است و اين همه نشان از اهميت فراوان خلوت شبانه با معبود محمود دارد.

اين آيات عبارتند از: (اسرا ۷۹، فرقان ۶۴، سجده ۱۶و ۱۷، طه۳۰، ص ۳۷ و ۳۸، زمر ۹، ذاريات ۱۷و ۱۸، طور ۴۸، مزمل۲و۳و۴و۶، دهر ۲۵ و ۲۶، فجر۳).

در ميان نوافل، «نماز شب‏» جايگاه خاصى دارد و تاكيد فراوانى كه‏ در آيات قرآن و احاديث درباره آنست،به مراتب بيش از نمازهاى ديگر مستحب است و به همين جهت، اولياء خدا بر آن مداومت و مواظبت‏ داشتند و به تهجد و عبادت نيمه شب مى‏پرداختند. تا آنجا كه نماز شب‏ را خداوند، بر بنده محبوبش حضرت محمد (ص) واجب ساخته و چنين فرمان داده بود:
«و من الليل فتهجد به نافلة لك‏».
بخشى از شب را بعنوان نافله به تهجد بپرداز و سحر خيزى كن.

قرآن، در توصيف كسانى كه نيايشگران شب و اهل نماز شب‏اند، چنين مي‌‏فرمايد:
«و المستغفرين بالاسحار».
استغفار كنندگان در سحرها.

«و الذين يبيتون لربهم سجدا و قياما».
آنانكه در حال سجود و قيام، براى خدا شب زنده‏دارى مي‌‏كنند.

«كانوا قليلا من الليل ما يهجعون‏».
مردان خدا، مقدار كمى از شب‏ را مي‌‏خوابيدند.

در قرآن كريم بارها خداوند به سحرگاهان قسم مي‌خورد، خداوند در سوره فجر، آيات 1 تا 4 و در سوره تكوير، آيه 17 كه ميفرمايد (و اللّيل اذا عسعس) سوگند به شب، چون پشت گرداند. و همين طور در سوره مدّثّر، آيه 33 و 34.
همه اين سوگندها نشانه عظمت پايان شب و سحر است و آن موقع كه تاريكي‌ها در حال تمام شدن و نور روشنى در حال بازگشتن است.

در سوره مزّمّل آيه 2، خداوند ميفرمايد: (يقم اللّيل إلاّ قلي) و در همين سوره اشاره به ترتيل قرآن در اين وقت دارد.

در سوره بني‌ اسرائيل، بعد از آيه 78، كه مربوط به نمازهاى يوميه است، در آيه 79 ميفرمايد:
«و من اللّيل فتهجّد به نافلة لك عسى أن يبعثك ربّك مقاماً محموداً».
و پاسى از شب را زنده بدار تا براى تو به منزله نافلهاى باشد.
اميد كه پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند.

و در سوره مزّمّل، به دنبال همان توصيه شب‌ زنده ‌دارى و قرائت قرآن ميفرمايد:
«يإنّ ناشئة اللّيل هى أشدّ و طناً و أقوم قي».
مسلّماً نماز و عبادت شبانه پا برجاتر و با استقامت‌تر است.

و دليل آن را در آيه 7 ميآورد كه: «يإنّ لك فى النّهار سبحاً طوي».
و تو را در روز، آمد و شدى دراز است.
نتيجه اين كه، نماز شب و شب زنده‌ دارى و قرائت قرآن در شب، دستور مؤكّد قرآن كريم است و باعث بيدارى قلب و تزكيه و تهذيب انسان مي‌شود.

خداوند در قرآن كريم مي‌فرمايد:
«و هوالذي جعل لكم اليل لباسا و النوم سباتا...»
او (خداوند سبحان) كسي است كه شب را براي شما لباس (و پوشش) قرارداد و خواب را مايه استراحت و... شما قرارداد.
كلمه «ليل» بيش از بيست بار در آيات قرآن كريم ذكر شده است و در اين آيه هم خداوند متعال به شب و فوايدي كه انسانها از اين نعمت خداوندي مي‌برند اشاره فرموده است. از آيه استفاده مي‌شود كه شب بنابر مصالحي كه براي انسانها داشته قرار داده شده است: «جعل لكم اليل لباسا...».
يعني: شب را براي پوشش شما قرار داد و اين كار هم فقط توسط پروردگار قادر متعال و بنابر حكمت و مصلحت و مهر و محبت بي‌بديل او انجام شده است.

و در جايي ديگر از قرآن خداوند مي‌فرمايد: «اناانزلناه في ليله القدر».
ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم.

نزول قرآن در شب قدر بوده است و شب قدر شبي است كه از هزار ماه يعني حدود 84 سال كه يك عمر مي‌باشد، برتر است.

معراج پيامبر اسلام (ص) هم در شب اتفاق افتاده است:
«سبحان الذي اسري بعبده ليلا من المسجدالحرام الي ...».
پاك و منزه است خداوندي كه بنده‌اش را در يك شب از مسجدالحرام به ...

خداوند متعال به پيامبر اكرم (ص) سفارش فرموده‌اند كه در شب به پا خيز و قرآن بخوان زيرا امرسنگين نبوت را بزودي بر تو القاء خواهيم كرد و بايد براي آن آماده شوي.

«يا ايها المزمل قم اليل الا قليلا نصفه اوانقص منه قليلا. اوزد عليه ورتل القرآن ترتيلا. انا سنقلي عليك قول ثقيلا».
نيمي از شب را يا كمي از آن كم كن. يا بر نصف آن بيفزا و قرآن را با دقت و تأمل بخوان زيرا ما به زودي سخني سنگين به تو القا خواهيم كرد.

سپس در آيه بعد از عبادات شبانه به عنوان عباداتي بسيار ارزشمند ياد فرموده است:
«ان ناثئه اليل هي اشد و طاوا قوم قيلا».

مسلماً نماز و عبادت شبانه پا برجاتر و با استقامت‌تر است و ...

در قرآن كريم يك سوره به نام «الليل» يعني شب وجود دارد كه در اين سوره خداوند سبحان به شب قسم ياد فرموده است: (واليل اذا يغشي). و قسم به شب وقتي جهان را بپوشاند. بسياري از بزرگان و عرفا در عرصه شب با ذكر و تلاوت قرآن و نماز و تهجّد و تفكر در آفرينش به درجات بالاي انساني رسيده‌اند. نه فقط رزق و روزي مادي دريافت كرده‌اند بلكه بر سفره‌هايي نشسته‌اند كه سرشار از مائده‌هاي آسماني و روزي‌هاي روحاني بوده است و از اين رهگذر احتياجات مادي و معنوي دنيا و آخرت خويش را تأمين كرده‌اند:

«ان المتقين في جنات و عيون اخذين ما اتاهم ربهم انهم كانوا قبل ذالك محسنين. كانوا قليلا من اليل مايهجعون و بالاسحارهم يستغفرون ...».
به يقين پرهيزكاران در باغهاي بهشت و در ميان چشمه سارها قرار دارند و آنچه پروردگارشان (از نعمت‌ها) به آنها بخشيده را دريافت مي‌كنند (زيرا در دنيا) از نيكوكاران بودند. آنها كمي از شب را مي‌خوابيدند و در سحرگاهان استغفار مي‌كردند و...

سپس خداوند متعال به رابطه راز و نياز شبانه با گسترش و وسعت رزق و روزي اشاره مي‌فرمايند و دريچه‌اي از حق و حقيقت را به روي مؤمنان مي‌گشايند كه بدانيد و آگاه باشيد كه برخلاف آنچه تصور مي‌كنيد كه روزي و وسايل امرار معاش شما در دست اين و آن يا در اين انبار و آن انبار است بدانيد كه روزي شما در آسمان است و توسط خداوند متعال و بنابر مصلحت و حكمت او كه بستگي به معنويت و شايستگي و اطاعت شما از حق و ظرفيت ظرف وجودتان دارد تقسيم مي‌شود:
«و في السماء رزقكم و ماتوعدن. فورب السماء والارض انه لحق مثل ما انكم تنطقون».
و روزي شما در آسمان است و آنچه به شما وعده داده مي‌شود سوگند به پروردگار آسمان و زمين كه اين مطلب حق است همانگونه كه شما سخن مي‌گوييد.

«الحمدللّه ربّ العالمين و صلّى اللّه على سيّدنا محمّد و آله اجمعين لاسيّما بقيّة اللّه فى الا رضين و اللّعن الدّائم على اءعدائهم من الا ن إلى قيام يوم الدين».
يكى از امورى كه بايد همه مسلمانان مورد عنايت قرار دهند، سحرخيزى و تهجّد و راز و نياز سحرگاهان است.

در قرآن كريم بيش از ده مورد، اين مسأله ياد شده و با عباراتِ گوناگون از سحرخيزان و شب زنده‌داران، تجليل و تمجيد شده است.
«تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ، فَلا تَعَلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْلَمُونَ».
پهلوهاى آنان از بسترها، تهى مى‌شود و از جايگاه خودشان بر مى‌خيزند و پروردگارشان را از روى بيم و اميد مى‌خوانند و از آنچه به آنان داده‌ايم انفاق مى‌كنند، كسى نمى‌داند كه به پاداش اعمال آنها چه چيزهايى كه باعث چشم روشنى است، براى آنها ذخيره شده است.

پس خوشا به حال كسانى كه به وقت سحر استغفار كنند و شراب مهر به جام عشق در آن وقت بنوشند كه خداوند فرموده: محبوب ترين مردم نزد من كسانى هستند كه هنگام سحر از من آمرزش خواهند.

و در سوره قدر مي‌فرمايد: «انا انزلناه في ليله القدر».
ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم.

نزول قرآن در شب قدر بوده است و شب قدر شبي است كه از هزار ماه يعني حدود 84 سال كه يك عمر مي‌باشد، برتر است.

در قرآن كريم يك سوره به نام «الليل» يعني شب وجود دارد كه در اين سوره خداوند سبحان به شب قسم ياد فرموده است: «واليل اذا يغشي» و قسم به شب وقتي جهان را بپوشاند.

بسياري از بزرگان و عرفا در عرصه شب با ذكر و تلاوت قرآن و نماز و تهجد و تفكر در آفرينش به درجات بالاي انساني رسيده‌اند. نه فقط رزق و روزي مادي دريافت كرده‌اند بلكه بر سفره‌هايي نشسته‌اند كه سرشار از مائده‌هاي آسماني و روزي‌هاي روحاني بوده است و از اين رهگذر احتياجات مادي و معنوي دنيا و آخرت خويش را تأمين كرده‌اند.

شب بهترين زمان براي تماشاي ستارگان و سياره‌ها و كهكشانها و مطالعات نجومي و پي‌بردن به رمز و راز ساير كرات و كهكشان‌ها است. در عرصه شب منظر بديع ستارگان و كهكشان‌ها براي هر انسان انديشمند و صاحب تفكري تماشاگه راز است:

«ان في... اختلاف اليل والنهار لايات لالي الالباب الذين يذكرون الله قياما و قعودا و علي جنوبهم و يتفكرون في خلق السماوات والارض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانك فقنا عذاب النار».
مسلماً در... اختلاف شب و روز نشانه‌هاي روشني براي خردمندان است. همان كساني كه خدا را در حال ايستاده و نشسته و آنگاه كه بر پهلو خوابيده‌اند ياد مي‌كنند و در اسرار آفرينش آسمانها و زمين مي‌انديشند و مي‌گويند: بارالها! اينها را بيهوده نيافريده‌اي؛ منزهي تو، ما را از عذاب آتش نگهدار.

خداوند در آیه‌های آخر سوره بنی‌ اسرائیل میفرماید:
به آنهایی که نماز شب میخوانند و تهجد میکنند من مقام محمود و پسندیده میدهم.
«و من اليل فتهجد به نافله لك عسى ان يبعتك ربك مقاماً محمودا».

به شب بر خيز (اى محمد) و نمازگزار، اين افزونى است براى تو، اميد كه خداوند تو را به ايستادن گاهى پسنديده بر پا دارد، كه پيشينيان و پسينيان، تو را در آن كار (نماز نافله) بستايند.

  مقام محمود چيست ؟
مقام محمود چنانكه از لفظش پيداست معنى وسيعى دارد كه شامل هر مقامى كه درخور ستايش باشد ميشود ولى مسلماً در اينجا اشاره به مقام ممتاز و فوق العادهاى است كه براى پيامبر در سايه عبادتهاى شبانه و نيايش در دل سحر حاصل مي‌شده است.

مفسرين در مورد مقام محمود گفته‌اند كه اين مقام همان شفاعت كبراى پيامبر است.

اين تفسير در روايات متعددى نيز وارد شده است: در تفسير عياشى از امام باقر (ع) يا امام صادق (ع) ميخوانيم كه در تفسير جمله «عسى ان يبعثك ربك مقاما محمودا» فرمود: «هى الشفاعة».

بعضى از مفسران كوشش كرده‌اند كه از مفهوم خود آيه اين حقيقت را دريابند: آنها معتقدند كه جمله «عسى ان يبعثك» دليل بر اين است كه اين مقامى است كه خدا در آينده به تو خواهد داد. مقامى است كه ستايش همگان را برمى‌انگيزد، زيرا سودش به همگان ميرسد، (چرا كه محمود در جمله بالا مطلق است و هيچگونه قيد و شرطى ندارد).

از اين گذشته حمد و ستايش در برابر يك عمل اختيارى است، و چيزى كه واجد همه اين صفات باشد چيزى جز شفاعت عامه پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم) نيست.

اين احتمال نيز وجود دارد كه مقام محمود همان نهايت قرب به پروردگار است كه يكى از آثارش شفاعت كبرى ميباشد.
گرچه مخاطب در اين آيه ظاهراً پيامبر (ص) است، ولى از يك نظر ميتوان حكم آن را تعميم داد و گفت همه افراد با ايمان كه برنامه الهى روحانى تلاوت و نماز شب را انجام ميدهند سهمى از مقام محمود خواهند داشت، و به ميزان ايمان و عمل خود به بارگاه قرب پروردگار راه خواهند يافت، و به همان نسبت ميتوانند شفيع و دستگير واماندگان در راه شوند.
زيرا مى‌دانيم هر مؤمنى در شعاع ايمان خود از مقام شفاعت برخوردار خواهد بود، ولى مصداق اتم و اكمل اين آيه شخص پيامبر (ص) است.
به همين دليل دوستان خدا هميشه از عبادتهاي آخر شب براي تصفيه‌ روح و حيات قلب و تقويت اراده و تكميل اخلاص نيرو مي‌گرفته‌اند.
در آغاز اسلام نيز پيامبر (ص) با استفاده از همين برنامه‌ روحاني مسلمانان را پرورش داد و شخصيت آنها را آن قدر بالا برد كه گويي آن انسان سابق نيستند، يعني از آنها انسانهاي تازه‌اي آفريد مصمم، شجاع، با ايمان، پاك و با اخلاص و شايد مقام محمود كه در آيات فوق به عنوان نتيجه‌ نافله شب آمده است اشاره به همين حقيقت نيز باشد.

بررسي رواياتي كه در منابع اسلام در فضيلت نماز شب وارد شده نيز روشنگر همين حقيقت است؛ به عنوان نمونه:
1ـ پيغمبر اكرم (ص) مي‌فرمايد:
«خيركم من اطاب الكلام و اطعم الّطعام و صلَّي بالليل و الناس نيام».


در سوره الزمر (آيه 9) آمده: آيا انسان ناسپاس بهتر است يا انساني كه در دل شب سجده مي‌كند و خداي را سپاس مي‌گويد، و قنوت خوان است و او از وحشت عذاب آخرت به اميد رحمت خداوند برپا مي‌ايستد و نماز مي‌خواند.

و همچنين در سوره ذاريات (آيه 17) آمده است: آن پرهيزكاراني كه بي‌گمان در بهشت مكان داده شده‌اند آنهايي هستند كه شب‌ها كم مي‌خوابند و سحرگاهان به استغفار و طلب آمرزش مي‌پردازند. اين عبادات شب زنده‌دار شب را كم مي‌خوابند و به عبادت مشغول مي‌شوند، اما به عبادت خود مغرور نيستند و در هنگام سحر از خداوند طلب آمرزش مي‌كنند.

در سوره سجده (آيه 16) آمده است كه: آنها پهلوهاي خود را از بستر گرم برمي‌گيرند، و از خوابگاه خوش دوري مي‌گزينند و خالق و ربّ خويش را مي‌خوانند و از ترس گناهان خويش به رحمت او چشم مي‌دوزند و از آن چيزي كه خدا قسمت آنها كرده و روزيشان نموده است انفاق مي‌كنند.

(دو تفسير در روايات اسلامى وارد شده: تفسيرى به نماز عشاء و اشاره به اينكه مؤمنان راستين بعد از نماز مغرب و قبل از نماز عشاء به بستر نمىروند مبادا خواب آنها را بگيرد، و نماز عشايشان از دست برود زيرا در آن زمان معمول بوده كه در آغاز شب به استراحت مي‌پرداختند و نماز مغرب و عشاء را طبق دستور استحباب جدائى ميان (نمازهاى پنجگانه) از هم جدا مىكردند و هر كدام را در وقت فضيلت خود بجا مي‌آورند. هرگاه بعد از نماز مغرب و قبل از وقت عشا مىخوابيدند ممكن بود براى نماز عشا بيدار نشوند).

در سوره مزمل (آيه 6) آمده است: خواندن آيات و نماز و راز و نياز كردن با خداوند و هم صحبت شدن با او در دل شب استوارتر و بهتر است.

در سوره دهر (آيه 26) آمده است كه: خواندن آيات و نماز و راز و نياز كردن با خداوند و هم صحبت شدن با او در دل شب استوارتر و بهتر است.

در سوره آل عمران (آيه 17) آمده است كه: اين بندگان، صابر و شكيبا در بلايا و سختي‌ها، راست گفتار و فرمانبر در هر حال و انفاق كنندگان از اموال و آمرزش خواهان در سحرگان. (پس بندگان واقعي خداوند هم صابرند و هم صادق و هم فرمانبر از امر خدايند و هم انفاق كننده و هم استغفار كننده در سحرگاهان و ما مي‌دانيم در نماز شب و در نماز وتر مستحب است هفتاد بار استغفار شود.

در سوره آل عمران (آيه 112) آمده است كه: اهل كتاب همه يكسان نيستند، بلكه عده‌اي از آنها هستند كه قيام به حق و ايمان مي‌كنند و پيوسته در اوقات شب آيات خداوند را تلاوت مي‌نمايند در حاليكه سجده مي‌نمايند.

در سوره فرقان (آيه 64) آمده است كه: و آنان كه براي رضاي پروردگار خويش شب‌ها يا در حال سجده هستند و يا اينكه ايستاده‌اند آنها شب را تا به صبح بيدارند و خدايشان را عبادت مي‌كنند.

در سوره المزمل (آيه 2) آمده است كه: برخيز شب (براي عبادت و نماز) مگر اندكي (كه در اين اندك فقط بخواب) نيمي از آن را يا كم كن از آن اندكي.

در سوره الفجر (آيه 3) آمده است كه: سوگند به شَفع و سوگند به وَتر. (كلمات شفع و وَتر را معاني مختلفي كرده‌اند كه از جمله معاني، شفع اشاره به نماز دو ركعتي و وَتر نماز يك ركعتي در اين فريضه الهي است.

در قرآن مجيد از پاداش بزرگ و نفيسي كه خداوند به زاهدان شب عنايت مي‌كند، خبر داده، مي‌فرمايد: «فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ».
هيچ كس نمي‌داند كه در ازاي كاري كه انجام داده‌اند، چه (پاداش مهم) و چشم روشني‌اي براي آنها نهفته شده است.

حضرت امام صادق (ع) در تفسير اين آيه شريفه فرمود:
«ما مِنْ حَسَنَةٍ إِلاّ وَ لَها ثَوابٌ مُبَيَّنٌ فِي الْقُرْانِ إِلّا صَلاةُ اللَّيْلِ فَإِنَّ اللهَ عَزَّ اسْمُهُ لَمْ يُبَيِّنٌ ثَوابَها لِعِظَمِ خَطَرِها قالَ: فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ».
هيچ كاري نيكي نيست جز آنكه پاداشش در قرآن بيان شده است مگر نماز شب كه خداوند به خاطر عظمت شأن آن ثوابش را برملا نكرده و فرموده است: «فَلا تَعلَمُ نَفس».

ممكن است در اينجا اين سؤال پيش آيد كه چرا پاداش عظيم نماز شب مخفي نگاه داشته شده است؟ اين سؤال را به سه شكل مي‌توان پاسخ داد:

1. كارهاي ارزشمند و عظيم چنان است كه حقيقت آنها به سادگي قابل درك نيست، در عين حال پنهان داشتن پاداش آنها نشاط انگيزتر است.
2. قرّة‌العين و چشم روشني، آن قدر بزرگ و گسترده است كه دانش انسان از رسيدن به تمام خصوصيات آن ناتوان است.
3. چون «نماز شب» مخفيانه و دور از چشم ديگران انجام مي‌گيرد، پاداش آن نيز پنهان و دور از چشم مردمان است.

         

  نماز شب از منظر ائمه معصومين (عليهم السلام)
از رسول خدا (ص) نقل شده است:
«أشرف اُمَّتي حملةُ الْقرانِ و اصْحاب اللَّيلِ».
بزرگان و اشراف امّت من دو گروه‌اند: حاملان (حافظان) قرآن، و شب زنده‌داران.

مهمترين نكته‌اي كه بايستيكه به آن توجه زيادي داشته باشيد اين است كه اعمال مستحبه و نوافل در صورتي مفيد و مؤثر است كه استمرار و تداوم داشته باشد، چنانكه در احاديث آمده است: هر عمل نيكي را كه شروع مي‎كنيد حداقل آن را تا يك سال ادامه دهيد كه تأثير عمل در تداوم آن است.

در حديثي از پيامبر (ص) آمده است كه: دو ركعت نماز در دل شب پيش من از دنيا و آنچه در آن است محبوتر است.

همچنين رسول خدا (ص) فرمود:
«نزد من دو ركعت نماز در دل شب از دنيا و آنچه در اوست، بهتر است».

نيز آن بزرگوار فرمود: «خداوند، ابراهيم را دوست نگرفت، مگر به خاطر خوراندن طعام (به مردم) و خواندن نماز در شب، درحالي كه مردم در خواب بودند».

ما نمي‌دانيم كه اين دوستي كه خداوند آن را به ابراهيم داده است، چه مقام با عظمتي است. تمام بهشت‌ها را اگر به ابراهيم خليل بدهند، در آن نظر نكند. نعمت‌هاي آن عالم را با اين جهان مقايسه نكن، و بدان كه اهميت پاداش نمازگزاران در دل شب را خداوند مي‌داند؛ اما افسوس كه ايمان ما سست است؛ والا چگونه شب را تا صبح به غفلت سپري مي‌كرديم.

آن حضرت در جايى مى‌فرمايند: آنقدر جبرئيل مرا سفارش به نماز شب كرد كه گويا نيكويان امتم شب نمى‌خوابند. دو ركعت نماز در شب را بر همه دنيا ترجيح مى‌دهم.

و نيز فرمود: شريفترين امت من اهل قرآن و شب زنده ‌دارند.

و در حديت ديگري آمده است كه: «شرف المؤمن صلاته بالليل‏».
شرف مؤمن به نماز شب اوست.

در حديثي آمده است: «كذب من زعم انه يحبنى فاذا جنه الليل نام عنى،اليس كل محب يحب خلوة حبيبه؟» دروغ مي‌‏گويد آنكه مدعى محبت من است، ولى وقتى شب‏ او را فرا مي‌‏رسد، مى‏خوابد،آيا مگر نه اينكه هر عاشقى، خلوت با معشوقش را دوست دارد؟...

تفسير نمونه جلد 12 صفحه 230 آمده است كه: «اى محمد هر چه مى‌خواهى عمر كن اما بدان كه سرانجام خواهى مرد، و به هر چه مى‌خواهى دل ببند اما بدان سرانجام از آن جدا خواهى شد، و هر عملى مى‌خواهى انجام ده ولى بدان سرانجام، عملت را خواهى ديد، و نيز بدان كه شرف مؤمن نماز شب او است، و عزتش خود دارى از ريختن آبروى مردم است».

اين اندرزهاى ملكوتى جبرئيل كه همه حساب شده است نشان ميدهد كه نماز شب آنچنان شخصيت و تربيت و روحانيت و ايمانى به انسان ميدهد كه مايه شرف و آبروى او است همانگونه كه ترك مزاحمت نسبت به مردم، سبب عزت خواهد شد.

روزي رسول اكرم (ص) به يكي از اصحابش فرمود: اگر مايلي راه‌هاي خير را به تو نشان بدهم. سپس فرمود: «... قيام الرّجل في جوف اللّيل يبتغي وجه الله».
(يكي از راهها) برخاستن مرد در دل شب در پي يافتن رضاي خداست.

حضرت على (ع) فرمود: هرگاه رسول خدا (ص) براى نماز شب بر مى‌خاست، نخست مسواك مى‌كرد، سپس به آسمان مى‌نگريست و اين آيات را زمزمه مى‌كرد: «إِنَّ فِى خَلْقِ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ لاَياتٍ لاُِوْلِى الاَْلْبابِ ...».
مسلّماً در آفرينش آسمانها و زمين و آمد و رفتِ شب و روز، نشانه‌هاى (روشنى) براى خرمندان است.

حضرت علي (ع) هم در وصف شب زنده ‌داران فرموده است: شب زنده‌ داري خواب را از چشم او ربوده و به اميد ثواب ...

پرهيزكاران در شب بپا ايستاده مشغول نمازند. قرآن را جزء جزء و با تفكر و انديشه مي‌خوانند و با قرآن جان خود را محزون و داروي درد خويش را مي‌يابند... بكوشيد در دل شب‌ها با شب زنده ‌‌داري و ...

كجايند ياران شهيدي كه رنگ صورتشان از شب زنده‌داري زرد شده بود ... اي نوف! همانا داوود پيامبر در چنين ساعتي از شب بر مي‌خاست و ...

امام صادق (ع) فرمود: «ازجمله سفارش‌هاي پيامبر (ص) به علي‌ (ع) اين بود كه اي علي! تو را به صفاتي در خودت سفارش مي‌كنم؛ پس آنها را حفظ كن. سپس گفت: «خداوندا! او را ياري نما! تا اين كه فرمود: بر تو باد نماز شب! برتو باد نماز شب! بر تو باد نماز شب».

حضرت علي (ع) به پسر عمران مي‌فرمايد: اي پسر عمران، دروغ مي‌گويد آن كسي كه گمان مي‌كند مرا دوست دارد در حاليكه چون شب فرا مي‌رسد از من چشم مي‌پوشد و به خواب مي‌رود! آيا نه مگر چنين است كه هر عاشقي خلوت با معشوقش را دوست مي‌دارد؟

هان اي پسر عمران، اين منم كه بر دوستانم مطّلعم؛ چون شب آنان را فرا گيرد چشم دلشان را دگرگون مي‌سازم (كه جز من چيزي نمي‌بينند) و عقوبتم را در مقابل ديدگانشان مجسّم مي‌كنم (بدان گونه كه) از راه شهود و رويا رويي با من به مخاطبه مي‌پردازند و حضوراً با من به گفتگو مي‌نشينند. اي پسر عمران، در دل شبهاي تار از دلت خشوع و از تنت خضوع و از چشمانت قطرات اشك نثار من بنما و مرا بخوان كه مرا به خود نزديك و اجابت كننده دعوتت خواهي يافت. (بحار الانوار، ج 78، ص 139).

امام باقر (ع) مي‌فرمايد: هيچ قطره‌ای نيست که نزد خدای عزوجل محبوبتر باشد از قطره اشک در ظلمت شب که از خوف خدا باشد و جز برای او منظوری نباشد.

حضرت علي (ع) فرمود: «طُوبي لِنَفْسِ اَدَّتّ اِلي رَبِّها فَرْضَها، وَ عَرَكَتْ بِجَنْبِها بُؤْسَها، وَ هَجَرَتْ فِي اللَّيْلِ غُمْضَها، حَتّي اِذا غَلَبَ الْكَري عَلَيْها اِفْتَرَشَتْ أرَضَها، وَ تَوسَّدَتْ كَفَّها، في مَعْشَرٍ اَسْهَرَ عيُونَهُمْ خَوفٌ مَعادِهِمْ، تَجافَتْ عَنْ مَضاجِعِهِمْ جُنُوبُهُمْ وَ هَمْهَمَتْ بِذِكْرِ رَبِّهِمْ شِفاهُهُمْ وَ تَقَشَّعَتْ بِطُولِ اسْتِغْفارِهِمْ ذُنُوبُهُمْ أولئِكَ حِزْبُ اللهِ ألا اِنَّ حِزْبَ اللهِ هُمُ الْمُفْلِحُون».
خوشا به حال آن كس كه مسؤوليتهاي واجب را در پيشگاه خدا به انجام رسانده و در راه خدا هرگز سختي و تلخي را به جان خريده و به شب زنده‌داري پرداخته است و اگر خواب بر او چيره شد بر روي زمين خوابيده و كف دست را بالين خود قرار داده و در گروهي است كه ترس از معاد، خواب را از چشمانشان ربوده و پهلو از بسترها گرفته و لبهايشان به ياد پروردگار در حركت و با استغفار طولاني گناهان را زدوده‌اند: «آنان حزب خداوندند و قطعاً حزب خدا رستگار است».

حضرت رسول اكرم (ص) در ضمن وصيتهاي خود به حضرت اميرالمؤمنان علي (ع) فرمودند: «عَليكَ بِصَلوهِ اللّيلِ، بِصلوهِ الّليلِ، بِصلوهِ اللّيلِ» يعني سه مرتبه فرمودند:
نماز شب خواندن را بر خود لازم بشمار.

امام صادق (ع) مي‌فرمايد: «لَيْسَ مِنْ شِيْعَتِنا مَنْ لَمْ يُصَلِّ صَلوة اللّيل».
كسى كه نماز شب نمى‌خواند، از شيعيان ما نيست.

در حديثى از امام صادق (ع) چنين مى‌خوانيم: «أَبْغَضُ الْخَلْقِ إلى اللّه جِيْفَةٌ بِاللَّيلِ، بطالٌ بِالنَّهار».
مبغوض‌ ترين و ناپسندترين مردم نزد خداوند، كسى است كه [شب را سراسر به خواب رود] بسان مردارى گنديده و در روز بيكار و تنبل باشد.

امام صادق (ع): به يكى از يارانش فرمود: «لا تدع قيام الليل فان المغبون من حرم قيام الليل».
دست از قيام شب برمدار، مغبون كسى است كه از قيام و عبادت شب محروم گردد.

ابن ابي ‌يعفور (راوي حديث) مي‌گويد به حضور امام صادق (ع) عرضه داشتم قربانت شوم بفرمائيد آن ساعتي كه نزديكترين ساعات انسان به خدا و خدا به او نزديك است كدام ساعت است؟ فرمود: چون آخر شب برخيزد در حالي كه چشمها در خوابند، وضوئي شاداب گرفته و در عبادتگاه خود بايستد و با توجه قبلي به خدا، تكبير نماز گفته و با تلاوت فرازهايي از قرآن دو ركعت نماز به جاي آورده و آنگاه برخيزد براي ادامه نماز، در اين هنگام از سوي آسمان از جانب عرش، اين ندا برخيزد:
اي بنده خدا خوان، الآن، احسان و خيز از جانب عالم ملكوت بر سرت در حال فروريختن است، و فرشتگان از كنار قدمهايت تا عَنان آسمان اطرافت را گرفته‌اند و خداي مهربان ندا مي‌كند: اي بنده من، اگر بداني با كه در حال گفتگو و راز و نيازي، انفتال از خود نشان نمي‌دهي.

رواي مي‌گويد: عرض كردم اي فرزند پيامبر (ص) قدايت شوم مقصود از (انفتال) چيست؟
امام (ع) در حالي كه صورت خود را به سمت پشت سر مي‌چرخانيد، فرمود: انفتال اين است كه صورت و بدنت را برگرداني. (محتمل است كنايه از انصراف دل و توجه به غير خدا باشد).

حضرت صادق (ع) فرمودند: شرافت مؤمن در نماز شب خواندن و عزّت مؤمن در اين است كه متعرض اعراض مردم چيزهايي كه مردم عنايت به پنهان ماندن آن دارند، نشود، به اين معنا كه تفحص در امور مردم نداشته باشد و غيبت آنان را نكند.

و نيز حضرت صادق (ع) فرمودند: «مال دنيا و فرزندان، زينت زندگي اين دنيا و نماز شب، زينت آخرت است».

اسحق بن عمار ضمن روايتی از امام صادق (ع) نقل مي‌کند که ايشان از پدران بزرگوار و آنان از رسول خدا (ص) نقل مي‌کنند که فرمود: خدای تعالی به بنده‌ای که نماز شب را در روز قضا بکند مباهات مي‌کند و مي‌فرمايد: ای فرشتگان من، اين بنده من چيزی را که به او واجب نکرده‌ام قضا مي‌کند گواه باشيد که من او را آمرزيدم».

اگر مردم مي‌دانستند كه (در اثر نخواندن نماز شب) چهار ثواب بزرگ و پاداش هميشگی را از دست داده‌اند، گريه‌هايشان بر از دست دادنش طولاني ميشد.

امام صادق (ع) به سليمان ديلمى فرمود:
اى سليمان! نماز شب را ترك نكن، همانا زيانكار كسى است كه از نماز شب محروم بماند.

امام صادق(ع) فرمود: «نَوْمَة ُالغَداةِ مَشُومَةٌ، تَطْرُدُ الرِّزْقَ وَ تُصَفِّرُ اللَّوْنَ وَ تَقْبحُهُ وُ تُغَيِّرُهُ، وَ هُوَ نَومُ كُلِّ مَشُومٍ، اِنَّ اللهَ تَباركَ وَ تَعالي يَقَسِّمُ الاَرْزاقَ ما بَيْنَ طُلُوعِ الْفَجْرِ اِلي طُلُوعِ الشَّمْسِ فَاِيّاكُمْ وَ تِلْكَ النَومَة َ».

  خواب صبح و بين الطّلوعين ضررهاي ذيل را دارد:
خواب نَحْس و نامباركي است؛ رزق را دور مي‌كند؛ رنگ را زرد و زشت كرده و چهره را تغيير مي‌دهد و آن خواب هر بدخويي است.
به راستي كه خداوند سبحان رزقهاي بندگان را بين طلوع فجر [ اوّل وقت نماز صبح] تا طلوع خورشيد تقسيم مي‌كند؛ پس از چنين خوابي جدّاً بپرهيزيد.
«عن حمران بن اعين عن ابي عبدالله قال: كان علي بن الحسين قاعداً في بيته اذ قرع قوم عليهم الباب فقال يا جارية‌ انظري من بالباب؟ فقالوا قوم من شيعتك فوثب عجلان حتي كاد ان يقع فلما فتح الباب و نظر الهيم رجع و قال كذبوا فاين السمت في الوجوه؟ اين اثر العبادة؟ اين سيماء السجود؟ انما شيعتنا يعرفون بعبادتهم و شعثهم قد قرحت العبادة منهم الاناف و دثرت الجباه والمساجد خمص البطون ذبل الشفاه قد هيجت العبادة وجوههم و اخلق سهر الليالي وقطع الهواجر جثثهم المسبحون اذا سكت الناس و المصلون إذا نام الناس و المحزونون اذا فرح الناس يعرفون بالزهد كلامهم الرحمة و تشاغلهم بالجنة».

حمران بن اعين روايت مي‌كند:
ابو عبدالله امام صادق (ع) فرمود: ‌امام سجاد در خانه خود نشسته بود كه در زدند امام به كنيز خود فرمود ببين چه كسي در مي‌زند آنها (كه پشت در بودند) گفتند ما از شيعيان شما هستيم امام (از خوشحالي) چنان با عجله برخاست كه نزديك بود به زمين بيفتد وقتي امام در را باز كرد و به آنها نگاه كرد برگشت و فرمود آنها شيعه نيستند و دروغ مي‌گويند نشانه (بندگي در) سيمايشان كجا است؟ اثر عبادت كجا است؟ نشاني سجود كجاست؟ ‌شيعيان ما به عبادت و به ظاهرشان شناخته مي‌شوند عبادت بيني آنها را (كه بسيار به خاك ساييده شده) زخم كرده پيشاني و جاي سجده آنها پينه بسته است. آنها از روزه بسيار لاغرند و لبهايشان (از ذكر فراوان) خشكيده است.
عبادت، چهره‌هايشان را دگرگون كرده و شب بيداري، جواني را از آنها گرفته است. و روزه گرفتن در روزهاي گرم، بدنشان را تكيده كرده است. آنها هنگامي كه مردم خاموشند تسبيح خدا را مي‌گويند و وقتي مردم در خوابند نماز مي‌گزارند؛ و زماني كه مردم (به خاطر غفلت) شادمانند (‌از خوف خدا) اندوهناكند. آنها را ديگران به زهد (دلبستگي به دنيا نداشتن) مي‌شناسند سخن آنها رحمت است. و آنان براي بهشت در كار و تلاشند.

امام صادق (ع) مي‌فرمايد: «ليس من شيعتنا من لم يصل صلاة ‌الليل».
كسي كه نماز شب نخواند شيعه كامل نيست.

امام صادق (ع) مي‌فرمايد: «عن ابي بصير قال: قال الصادق uشيعتنا اهل الورع و الاجتهاد و اهل الوفا و الامانة و اهل الزهد و العبادة و اصحاب احدي و خمسين ركعة في اليوم و الليلة والقائمون بالليل الصائمون بالنهار يزكون اموالهم و يحجون البيت و يجتنبون كل محرم».
ابو بصير مي‌گويد: امام صادق (ع) فرمود شيعيان ما پارسا، كوشا در پرستش خدا، وفادار، امانتدار، زاهد و عابدند آنها در شبانه روز پنجاه و يك ركعت نماز (واجب و مستحب) مي‌گزارند و نماز شب مي‌خوانند و روزه مي‌گيرند و زكات اموال خود را مي‌دهند و حج مي‌گزارند و از هر حرامي دوري مي‌كنند».

حضرت رضا (ع) فرمود: «بدانيد كه نمازهاي نافله به خاطر تفاوت مردم در توانشان تشريع شده است؛ زيرا برخي از برخي، قويترند، نمازهاي واجب براي پايين ترين سطح وضع شده، سپس مستحبات در پي آن آمده است تا قوي و ضعيف در حد توانشان عمل نمايند، بنابراين هيچ كس فراتر از توانش مكلّف نشده است ... همچنين است روزه و حج و براي هر واجبي، مستحبي بدين معنا وجود دارد.

حضرت رضا (ع) فرمود: «حَسِّنُوا نَوافِلَكُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّها هَدِيَّةٌ إِلَي اللهِ عَزَّوَجَلَّ».
نمازهاي نافله را زيبا ادا كنيد و آگاه باشيد كه آنها هديه‌اي به پيشگاه خداي بزرگ است.

 

 

 

 

 

  انجام مستحبات و ترك مكروهات
يكي از نقطه‌هاي آغاز در رسيدن به كمال، التزام به نوافل و مستحبات است. نوافل و سنن صالحه چندان مهم است كه بعضي از فقها ترك جميع سنن را از آن جهت كه دليل بر بي‌اعتنايي به آداب شرع مقدس است حرام دانسته‌اند.

التزام و استمرار بر نوافل و مستحبات سه اثر مهم دارد:
1. گناهان انسان را محو مي‌سازد، چنانكه خداوند متعال مي‌فرمايد: «وَ أَقِمِ الصََّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ».

نماز بگذار در آغاز و انجام روز و ساعاتي از شب. زيرا نيكي‌ها بدي‌ها را از ميان مي‌برد...
و در حديث آمده است كه نماز مؤمن در شب گناهان روز او را از بين مي‌برد. و در بعضي نقل‌ها آمده است كه نماز وِتْر گناهان را از بين مي‌برد.

2. نواقص و كمبودهايي را كه بر اثر غفلت يا قصور در فرايض و واجبات رخ داده است، جبران مي‎كند. مثلاً نوافل يوميه ـ خصوصاً نوافل شب (نماز شب)، نواقص نمازهاي يوميه را مرتفع مي‌سازد، روزه‌هاي مستحبّي نواقص روزه‌هاي ماه رمضان را برطرف مي‌كند، صدقات مستحبّه كمبودهاي واجبات مالي از قبيل زكات و خمس را رفع مي‌نمايد و ... احتمال دارد كه اعمال مستحبه مطلقاً در رفع نواقص كليه فرايض و واجبات مؤثر باشد. در اين مورد به چند حديث اشاره مي‌شود.

از امام باقر (ع) نقل شده است كه فرمود: «إنَّما جُعِلْتَ النّافلةُ لِيَتُمَّ بها ما يَفْسُد منَ الْفريضةِ».
نماز نافله براي آن قرار داده شده است كه فساد و نقص فرايض را جبران كند.

و در حديث ديگر آمده است:
«إنَّ تباركَ و تعالي أتمَّ صلوةَ الْفريضةَ بصلوةِ النّافِلةِ».
خداوند تبارك و تعالي نماز واجب را با نماز نافله كامل كرده است.

ابو حمزه ثمالي مي‌گويد كه امام (ع) فرمود: هيچ نمازي بدون حضور قلب قبول نيست. من عرض كردم: فدايت شوم، همه ما هلاك شديم؟ فرمود: نه، زيرا خداوند متعال اين گونه عبادات را به وسيله نافله‌ها كامل مي‎گرداند.

3. موجب تقرّب به خداوند سبحان مي‌شود، چنانكه مي‌فرمايد: «تَتَجافي جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ».
مؤمنان حقيقي شبها پهلو از بستر بر مي‌دارند و خداي را با بيم و اميد مي‌خوانند و از آنچه روزيشان كرده‌ايم انفاق مي‌كنند. پس هيچ كس نمي‌داند به پاداش اعمالشان چه نعمتها به عنوان چشم روشني براي آنها در عالم غيب آماده شده است.

و در حديث قدسي آمده است: «... و ما تقرَّب إليَّ عبدٌ بشيْ ءٍ احبُّ إليَّ ممّا افْترضْتُ عليهِ و انَّهُ ليتقرَّبُ إليَّ بِالنّافلةِ حتي اُحبَّهُ فَإذا احْبيْتُهُ كُنْت سَمْعَهُ الّذي يسْمع بِهِ، و بصرهُ الَّذي يُبْصرُ بِهِ و لِسانَهُ الّذي ينْطقُ بِهِ وَيَدَهُ التَّي يَبْطِشُ بها، إنْ دعاني أجبتُهُ، و إنْ سَئلني أعْطَيْتُهُ...».
هيچ بنده‌اي به عبادتي بهتر از فرايض و واجبات به من تقرّب نجسته است و او به وسيله نوافل به من تقرب مي‎جويد تا جايي كه من او را دوست بدارم؛ آنگاه كه دوستش داشتم من گوش شنواي او و ديده بيناي او و زبان گويا و دست تواناي او خواهم بود، اگر مرا بخواند پاسخش مي‌دهم و چنانچه چيزي از من بخواهد ارزاني‌اش مي‌دارم.

در حديث ديگر آمده است: «صلوةُ النَّوافِلِ قُربانُ كلِّ مؤمنِ ...».
نماز نافله وسيله نزديك شدن مؤمنان به خداوند است ...

از اميرالمؤمنين (ع) روايت است كه دل آدمى اقبالى دارد و ادبارى (گاه رو كند و در نشاط باشد و گاه پشت كند و خسته و ملول بود) هرگاه در حال نشاط بود به نوافل بپردازيد و چون پشت كند به واجبات اكتفا نمائيد. در حديث ديگر فرمود: اگر نافله به نماز فريضه لطمه زند آن نافله شما را به خدا نزديك نسازد.

امام صادق (ع) فرمود: بسا شود كه يك نماز جز نيمى از آن يا ثلث يا ربع يا يك پنجم آن بالا نرود زيرا از نماز آن بالا رود و پذيرفته گردد كه به دل در آن توجه شده باشد. و اينكه به ما دستور داده‌اند نافله بخوانيم تا بدين وسيله كمبود قبولى نماز واجب جبران شود.

از آن حضرت رسيده كه كوتاه خواندن نماز واجب (كه حسب معمول به جماعت ادا مى‌شود) و طولانى خواندن نافله خود نوعى عبادت است.

از امام باقر (ع) روايت شده كه اگر نماز واجبى بدهكار بودى تا آن را قضا نكنى به نافله مپرداز. در حديث آمده كه پيغمبر (ص) از خواندن نافله در اين سه وقت نهى نمود:
هنگام طلوع خورشيد و هنگام غروب آن و موقعى كه آفتاب در وسط آسمان باشد.
و در حديث ديگر آمده است: مداومت بر كار خير آثار خوبي از آن ناشي مي‌شود از جمله: ترك كارهاي زشت، پرهيز از لغزش و گناه، حصول يقين، حبّ نجات، طاعت خداي رحمان، تعظيم منطق و برهان، دوري از وسوسه شيطان و پذيرفتن عدل و گفتار حق. اينها چيزهايي است كه شخص خردمند از تداوم بر كار خوب به دست مي‌آورد.
و در حديث ديگر در اهميت مداومت بر كار خير از امام باقر (ع) نقل شده است كه آن حضرت همواره مي‌فرمود: هنگامي كه بر كار خوبي خود را عادت مي‌دهم دوست دارم كه بر آن مداومت داشته باشم.
چنانچه نتوانم آن را در شب انجام دهم قضاي آن را در روز بجا مي‌آورم و اگر در روز از من فوت شود در شب آن را قضا مي‌كنم. به راستي محبوبترين عمل نزد خدا عملي است كه دوام داشته باشد.

مقصود از التزام به نوافل و مستحبات آن نيست كه انسان تمام مستحبات را بجا آورد كه چنين چيزي نه ممكن است و نه جايز، زيرا نه امكانات اجازه مي‌دهد و نه ساير تكاليف و مسئوليتها براي انسان اين همه وقت باقي مي‌گذارد بلكه مقصود آن است كه انسان در حدود شرايط و امكانات فردي و اجتماعي اعمالي را انتخاب كند و ملتزم به انجام آن باشد.

در شرع انور نسبت به پاره‌اي از عبادات و مستحبات و خدمات و صدقات و سنن صالحه بيشتر تأكيد شده و سيره و روش اولياي دين و ائمه معصومين (عليهم السّلام) بر التزام به اين گونه سنن بوده است مانند: قرائت قرآن، تهجّد و شب زنده‌داري و مناجات و راز و نياز در دل شب (آنگاه كه چشم‌ها همه در خوابند)، التزام به اوّل وقت در نمازهاي واجب، بجا آوردن پنجاه و يك ركعت نماز در شبانه روز كه هفده ركعت آن واجب و بقيه مستحب است به ويژه نماز شب و دو ركعت نافله صبح و دو ركعت نافله عشاء و همواره در روز و شب با وضو بودن، رعايت آداب و سنن و حضور قلب در عبادات، تعقيبات نماز، شركت مداوم در نماز جمعه و جماعات، طولاني كردن قنوت و سجده‌هاي نماز، و سه روز روزه در هر ماه، زيارت قبور اولياء و شهدا خصوصاً پيامبر اكرم (صلّي الله عليه و آله و سلّم) و ائمه معصومين (عليهم السّلام).

در روايتى از امام باقر (ع) چنين مى‌خوانيم كه به يكى از يارانش فرمود: «الا اخبرك بالاسلام اصله و فرعه و ذروة سنامه».
آيا ريشه و شاخه و بلندترين قله اسلام را به تو معرفى كنم؟
راوى عرض كرد بفرمائيد: فدايت شوم.
فرمود: اما اصله الصلوة، و فرعه الزكاة، و ذروة سنامه الجهاد!: ريشه‌اش نماز است و شاخه‌اش زكات، و قله مرتفعش جهاد است.
سپس افزود: اگر بخواهى تمام ابواب خير را به تو معرفى كنم.
راوى مي‌گويد: بفرمائيد فدايت شوم.


امام فرمود: «الصوم جنة، و الصدقة تذهب بالخطيئة، و قيام الرجل فى جوف الليل بذكر الله، ثم قرأ تتجافى جنوبهم عن المضاجع».
روزه سپرى است در مقابل آتش و صدقه محو كننده گناه است، و برخاستن انسان در دل شب او را به ياد خدا مىاندازد، سپس آيه تتجافى جنوبهم عن المضاجع را تلاوت فرمود.

در تفسير مجمع البيان از معاذ بن جبل چنين نقل شده كه در غزوه تبوك در خدمت رسول خدا (ص) بودم، گرما همه را سخت ناراحت كرده بود. (تفسير نمونه ج: 17 ص: 156).
و هر كس به گوشه‌اى پناه مي‌برد، ناگهان ديدم كه پيامبر (ص) از همه به من نزديكتر است، خدمتش رفتم عرض كردم: اى رسول خدا (ص) عملى به من بياموز كه مرا وارد بهشت كند، و از آتش دوزخ دور سازد.

فرمود: سؤال بزرگى كردى، اما پاسخ آن براى كسى كه خدا بر او آسان كرده است مشكل نيست سپس افزود: «تعبد الله و لا تشرك به شيئا و تقيم الصلوة المكتوبة و تؤدى الزكوة المفروضة و تصوم شهر رمضان».

خدا را پرستش كن و چيزى را شريك او قرار نده نمازهاى واجب را انجام ده و زكات واجب (حق مستمندان) را اداء كن و ماه رمضان را روزه بگير.

بعد فرمود: و اگر بخواهى از ابواب خيرات به تو خبر مي‌دهم عرض كردم اى پيامبر بفرمائيد فرمود: «الصوم جنة من النار و الصدقه تكفر الخطيئه و قيام الرجل فى جوف الليل يبتغى وجه الله ثم قرأ هذه الايه تتجافى جنوبهم عن المضاجع».
روزه سپرى است در برابر آتش و انفاق در راه خدا كفاره گناهان است، و قيام انسان در دل شب براى خشنودى خدا.

سپس آيه تتجافى جنوبهم را قرائت فرمود.
گرچه هيچ مانعى ندارد كه آيه مفهوم وسيعى داشته باشد، هم بيدار ماندن در آغاز شب را براى نماز عشاء شامل شود، و هم برخاستن در سحرگاه را براى نماز شب، ولى دقت در مفهوم تتجافى معنى دوم را بيشتر در ذهن منعكس مىكند، زيرا ظاهر جمله اين است كه قبلاً پهلوها در بستر آرام گرفته سپس از آن دور مى‌شود و اين مناسب قيام در آخر شب براى انجام نماز است، بنابر اين دسته اول از روايات از قبيل توسعه در مفهوم و الغاء خصوصيت است.

گرچه درباره اهميت اين نماز پر بركت همان چند روايت فوق كافى به نظر مي‌رسد، ولى اين نكته قابل ذكر است كه در روايات اسلامى آن قدر اهميت به اين عبادت داده شده است كه درباره كمتر عبادتى چنين سخن گفته شده است.

دوستان حق، و رهروان راه فضيلت به اين عبادت بىريا كه قلب را روشنائى و دل را نور و صفا مي‌بخشد همواره اهميت بسيار مي‌دادند.

ممكن است بعضى هميشه توفيق بهره‌گيرى از اين عبادت پر بركت را نداشته باشند، ولى چه مانعى دارد كه در بعضى از شبها كه اين توفيق حاصل است بهره‌گيرند، و در آن‌ هنگام كه خاموشى همه جا را فرا گرفته، و اشتغالات روزانه همه تعطيل است، كودكان در خواب، و محيط آماده حضور قلب و راز و نياز با خدا است، بر خيزند و به در خانه خدا روند و دل را به نور عشق دوست روشن سازند. نماز
.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 8:40  توسط نیلوفر فرهادی/درنا صادقیان  | 

انواع نماز

نماز در دین یهود


نماز در یهودیت (در عبری: تفیلا תפלות) و در جمع تفیلیم یا تفیلوت خوانده می‌شود. توضیحات دقیق در باب آن‌ها را می‌توان در سیدور یا بخش‌های میشنا کتب سنتی دعای دیانت یهودی جست.

معمولا در هر روز سه نماز می‌خوانند و در روز شبات شنبه و سایر روزهای مقدس فرقه‌های ارتدکس و محافظه کار یک نماز اضافی هم به نام موسف خوانده می‌شود.

نماز در دین اسلام


نماز واجب پنج نوبت در شبانه‌روز (۱۷ رکعت) رو به قبلهٔ مسلمانان - کعبه در مکه - بصورت فردی (فرادا) یا گروهی (نماز جماعت) برگزار می‌شود.

در این عبادت در رکعت‌های اول و دوم سورهٔ حمد و معمولاً آیه یا سورهٔ کوتاهی از قرآن ـ مثل سورهٔ توحید ـ و در رکعتهای بعدی تعدادی ذکر به زبان عربی خوانده می‌شود. جزئیات این عبادت در فرقه‌های مختلف اسلام با هم تفاوت دارد. نماز یک فرهنگ جهانی است.

نماز در دین بهائی

هر فرد بهائی بعد از رسیدن به سن بلوغ در آئین بهائی، یعنی ۱۵ سال تمام برای دختر و پسر، طبق احکام دین بهائی که در کتاب اقدس ام‌الکتاب دین بهائی قرار دارد، باید شروع به خواندن نماز نماید.در دین بهائی ۳ نوع نماز واجب وجود دارد و هر شخص مختار است یکی را برای خواندن روزانه انتخاب کند. نماز به صورت جمعی و جماعت نهی شده‌است. نماز میت، نمازی که برای مردگان خوانده می‌شود، تنها نمازی است که به صورت جماعت برگزار می‌شود.

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 8:38  توسط نیلوفر فرهادی/درنا صادقیان  | 

نماز جمعه

 نماز

نماز جمعه دو رکعت است. بعد از نیّت و آغاز نماز و تکبیرةالاحرام (که باید دو دست را تا گوش‌ها بالا آورده و گفته‌شود الله اکبر) دیگر لازم نیست کاری توسّط مأموم انجام شود. امام جماعت حمد و سوره را می‌خواند و مأموم باید سکوت کند.

بعد از این‌که حمد و سوره خوانده شد، قنوت گرفته می‌شود. قنوت به این معناست که دو دست را بالا آورده و روبه‌روی صورت می‌گیرند و دعایی می‌خوانند (یا صلوات می‌فرستند).

بعد از این‌که قنوت انجام شد، نوبت رکوع است که همهٔ نمازگزاران خم می‌شوند و دست‌هایشان را بر زانو می‌گذارند و می‌گویند «سُبْحانَ رَبّیَ العَظیمِ وَ بِحَمْدِه» یا «سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله».

بعد از رکوع می‌ایستند و سپس دو بار به سجده می‌روند و هربار در سجده، در حالی که پیشانی بر مُهر گذاشته‌شده، می‌گویند «سُبْحانَ رَبِّیَ الاَعلی وَ بِحَمْدِه» یا «سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله».

بعد از این‌که سجده‌ها انجام شد، بلند می‌شوند و باز حمد و سوره توسّط امام جمعه خوانده می‌شود و مأموم‌ها سکوت می‌کنند.

در این مرحله پس از تمام‌شدن حمد و سوره به همراه جماعت، به رکوع می‌روند، سپس قنوت می‌گیرند و بعد از قنوت، برای دو بار به سجده می‌روند.

بعد از دو سجده هم تشهّد و سلام خوانده می‌شود. یعنی در حالی که دوزانو نشسته‌اند و دست‌ها روی دو پا قرار دارند، می‌گویند «اشهَدُ اَن لا اِلهَ الا اللهُ وَحدهُ لا شریکَ لَهُ، واشهدُ انٌ محمداً عبدُهُ وَ رَسُولُهُ، اللّهُمٌ صَلٌ علی محمٌَدٍ والِ مُحمٌد، السّلامُ عَلَیْکَ اَیُّها النّبیُّ وَ رَحمةُ اللهِ و برکاتُه، السّلامُ علیْنا و عَلَی عِبادِاللهِ الصّالِحین، السّلامُ علیْکُمْ وَ رحمةُ اللهِ و بَرَکاتُه». نماز تمام می‌شود.

 در روایات

در آیات ۹ و ۱۰ سورهٔ جمعه در قرآن چنین آمده است:

« ای کسانی که ایمان آورده‌اید چون برای نماز جمعه ندا درداده شد به سوی ذکر خدا بشتابید و داد و ستد را واگذارید اگر بدانید این برای شما بهتر است (۹) و چون نماز گزارده شد در [روی] زمین پراکنده گردید و فضل خدا را جویا شوید و خدا را بسیار یاد کنید باشد که شما رستگار گردید (۱۰)  »

پبامبر اسلام، نماز جمعه را «حج مساکین» دانسته و آنرا «موجب آمرزش گناهان» شمرده است. آمده است که موسی کاظم از روز پنجشنبه خود را آمادهٔ نماز جمعه می‌کرده است.

از علی بن ابیطالب نقل شده است که «چنانچه غذا و دوایی سبب ضعف در شما می‌شود از خوردن آن قبل از نماز جمعه خودداری کنید تا مبادا از شرکت در نماز جمعه محروم شوید.» و «کسانی زودتر به بهشت می‌روند که زودتر در نماز جمعه حاضر شوند.» جعفر صادق می‌فرماید: «یاران پیامبر، از روز پنجشنبه برای جمعه آماده می‌شدند چرا که جمعه (به خاطر کارهایی که دارد) وقت تنگ است.» سید محمد جواد غروی نماز جمعه را بر اساس آیات سوره جمعه واجب عینی میداند و برای اثبات این مدعا در کتاب نماز جمعه یا قیام توحیدی هفته توضیح مفصل داده است

 برخی احکام

این نماز باید حتماً به صورت جماعت خوانده شود و به تنهایی نمی‌توان آن را خواند.[۲] حداقل تعداد افراد، برای برپایی نماز جمعه، پنج نفر می‌باشد، یعنی یک نفر امام، و چهار مأموم.[۳]

تمام شرایطی که در نماز جماعت باید رعایت شود، در نماز جمعه هم معتبر است.[۴]

در نماز جمعهٔ اهل تشیع، نمی‌توان نماز جمعهٔ دوم را در محدودهٔ نماز جمعه‌ای که خوانده می‌شود، بجا آورد، چرا که باید نماز جمعه باشکوه برگزار شود. اگر قرار باشد در یک شهر یا در یک محله چندین نماز جمعه برگزار شود «تفرقه و پراکندگی صورت گرفته و زمینهٔ وحدت و عظمت مسلمین از بین می‌رود.»[۵] بین دو نماز جمعه، حداقل باید یک فرسخ فاصله باشد.[۶]

ولی در نماز جمعهٔ اهل تسنن، نماز جمعه در هر شهر می‌تواند در هر مسجدی برگزار شود و هر شخص مورد تایید یک مسجد، می‌تواند امام جمعهٔ آن مسجد شود.[نیازمند منبع]

نماز جمعه از دیدگاه علی‌اصغر غروی این نماز را واجب عینی می‌داند یعنی به جای نماز ظهر روز جمعه حتماً باید نماز جمعه اقامه شود. و این حکم صریح خداوند است در سوره جمعه و نیز سنت قطعیه. نماز عیدین (فطر و قربان) را هم جزو نمازهای واجب می‌شمرد

در نماز جمعه مستحب است در رکعت اول پس از سورهٔ حمد، سورهٔ «جمعه» و در رکعت دوم پس از سورهٔ حمد، سورهٔ «منافقون» خوانده شود.[۷]

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 8:34  توسط نیلوفر فرهادی/درنا صادقیان  | 

کیفیت نماز عید فطر

نماز عید فطر دو رکعت است در رکعت اوّل حمد و سوره اءعْلی بخواند و بعد از قرائت پنج تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیری این قنوت را بخواند:
اَللّهُمَّ اَهْلَ الْکِبْرِیاَّءِ وَالْعَظَمَهِ وَاَهْلَ الْجُودِ وَالْجَبَرُوتِ وَاَهْلَ الْعَفْوِ
خدایا ای اهل بزرگی و عظمت و ای شایسته بخشش و قدرت و سلطنت و ای شایسته عفو
وَالرَّحْمَهِ وَاَهْلَ التَّقْوی وَالْمَغْفِرَهِ اَسْئَلُکَ بِحَقِّ هذَا الْیَومِ الَّذی
و رحمت و ای شایسته تقوی و آمرزش از تو خواهم به حق این روزی که
جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمینَ عیداً وَلِمُحَمَّدٍ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ ذُخْراً [وَشَرَفاً]
قرارش دادی برای مسلمانان عید و برای محمد صلی الله علیه و آله ذخیره و شرف
وَمَزِیْداً اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُدْخِلَنی فی کُلِّ خَیْرٍ
و فزونی مقام که درود فرستی بر محمد و آل محمد و درآوری مرا در هر خیری که
اَدْخَلْتَ فیهِ مُحَمَّداً وَ الَ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُخْرِجَنی مِنْ کُلِّ سُوَّءٍ اَخْرَجْتَ
درآوردی در آن خیر محمد و آل محمد را و برونم آری از هر بدی و شری که برون آوردی
مِنْهُ مُحَمَّداً وَ الَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمْ اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ
از آن محمد و آل محمد را - که درودهای تو بر او و بر ایشان باد - خدایا از تو خواهم
خَیْرَ ما سَئَلَکَ مِنْهُ عِبادُکَ الصّالِحُونَ وَاَعُوذُ بِکَ مِمَّا اسْتَعاذَ مِنْهُ
بهترین چیزی را که درخواست کردند از تو بندگان شایسته ات و پناه برم به تو از آنچه پناه بردند از آن
عِبادُکَ الْصّالِحُونَ 
بندگان شایسته ات
پس تکبیر ششم بگوید و به رکوع رود و بعد از رکوع و سجود برخیزد به رکعت دوّم و بعد از حمد سوره وَالشَّمْسِ بخواند پس چهار تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیری آن قنوت را بخواند و چون فارغ شد تکبیر پنجم گوید و به رکوع رود پس نماز را تمام کند و بعد از سلام تسبیح زهراءعَلیهَاالسَّلام بفرستد و بعد از نماز عید دعاهای بسیار وارد شده است و شاید بهترین آنها دعای چهل و ششم صحیفه کامله باشد و مستحب است که نماز عید در زیر سمان و بر روی زمین بدون فرش و بُوریا واقع شود و آنکه برگردد از مُصَلّی از غیر آن راهی که رفته بود و دعا کند از برای برادران دینی خود به قبولی اعمال
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 8:31  توسط نیلوفر فرهادی/درنا صادقیان  | 

نماز عید غدیر

نماز عید غدیر عبادتی مستحب است که فقهاء - رضوان الله علیهم اجمعین - در کتابهای فقهی از آن یاد کرده اند.

در این مقاله نگاهی گذرا به مساله استحباب نماز غدیر در روایات و گفتار فقهای نامدار شیعه می افکنیم بدان امید که در آینده این مساله را، از دیدگاههای گوناگون، در کتابی مستقل مورد بحث و بررسی قرار دهیم و به شیفتگان ولایت امیر مؤمنان(ع) تقدیم کنیم. ان شاء الله.

گفتار فقها

فقهای شیعه در کتابهای فقهی غالبا به این مساله پرداخته و در مورد اسحباب آن فتوا داده اند. شروع بودن آن در حدی است که فقیه جاودانه صاحب جواهر متوفای 1266ه.ق می گوید: فلا خلاف احده فی هذه الصلاة بین قدماء الاصحاب و متاخریهم.

در این نماز اختلافی میان فقهای قدم و جدید شیعه ندیدم

1. شیخ مفید(ره) متوفای 413 ه در این باره می نویسد:

«فاذا ارتفع النهار من الیوم الثامن عشر من ذی الحجة فاغتسل فیه کغسلک للعیدین و الجمعة و البس اطهر ثیابک و امس شیئا من الطیب ان قدرت علیه، و ابرز تحت السماء، و ارتقب الشمس فاذا بقی لزوالها نصف ساعة او نحو ذلک فصل رکعتینی...» (1)

هنگامی که خورشید در روز هجدهم ذی حجه بالا آمد، مانند غسل عید قربان، عید فطر و روز جمعه غسل کن. بهترین لباسهایت را بپوش، اگر توانستی مقداری عطر استعمال کن، زیر آسمان قرار بگیر و مواظب خورشید باش; وقتی نیم ساعت به زوال آفتاب باقی ماند دو رکعت نماز بخوان.

2. ابوالصلاح حلبی(ره) متوفای 447 ه در این مساله می نویسد:

«و من وکید السنة الاقتداء برسول الله فی یوم الغدیر، و هو الثامن عشر من ذی الحجة الحرام بالخروج الی ظاهر المصر و عقد الصلاة قبل ان تزول الشمس بنصف ساعة لمن تتکامل له صفات امامة الجماعة برکعتین یقراء فی کل رکعة منهما الحمد و سورة الاخلاص عشرا و سورة القدر عشرا و آیة الکرسی عشرا...» (2)

از سنتهای سفارش شده پیروی از رسول الله(ص) در روز غدیر، هجدهم ذی حجة، است. پیروی از پیامبر اکرم(ص) با خروج از شهر و برگزار کردن نماز غدیر در نیم ساعت قبل از زوال خورشید به وسیله کسی که دارای شرایط امامت جماعت است، تحقق می یابد. نماز غدیر دو رکعت است، در هر رکعت آن پس از حمد، ده بار سوره توحید و قدر و آیة الکرسی خوانده می شود.

3. شیخ طوسی(ره) متوفای 460 ه در این باره چنین نوشته است:

«و یستحب ان یصلی الانسان یوم الغدیر اذا بقی الی الزوال نصف ساعة بعد ان یغتسل رکعتین، یقراء فی کل واحدة منهما الحمد مرة و قل هو الله احد، عشر مرات، و آیة الکرسی عشر مرات، و انا انزلناه عشر مرات، فاذا سلم دعا بعدهما بالدعا المعروف.» (3)

مستحب است انسان در روز غدیر، نیم ساعت به زوال خورشید مانده پس از غسل، دو رکعت نماز به جای آورد و در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه سوره توحید، قدر و آیة الکرسی را تلاوت کند و بعد از سلام دعای معروف را بخواند.

4. قاضی ابن براج طرابلسی(ره) متوفای 481 ه می نویسد:

«هذا العید هو الیوم الثامن عشر من ذی الحجة فمن اراد هذا الصلاة فالافضل له ان یغتسل فی هذا الیوم و یلبس اجمل ثیابه و یمس شیئا من الطیب و یبرز تحت السماء فاذا بقی من النهار الی زوال الشمس مقدار ساعة او نحو ذلک صلاها رکعتین...» (4)

این عید همان روز هجدهم ذی حجة است. کسی که می خواهد در این روز نماز عید [عید غدیر] بخواند بهتر است غسل کند، زیباترین لباسش را بپوشد، عطر بزند، در زیر آسمان قرار گیرد و حدود یک ساعت قبل از زوال خورشید دو رکعت نماز به جای آورد...

5. ابن زهره حلبی(ره) متوفای 585 ه این گونه نگاشته است:

«... و یستحب ان یصلی جماعة، ان یحجر فیها بالقراءة و ان یخطب قبل الصلاة خطبة مقصورة علی حمد الله و الثناء علیه و الصلاة علی محمد و آله، و ذکر فضل هذا الیوم و ما امر الله به فیه من النص بالامامة علی امیرالمؤمنین(ع).» (5)

... و مستحب است این نماز به جماعت خوانده شود، قرائت نماز با صدایی بلند باشد و قبل از نماز، خطبه کوتاهی شامل حمد و ثنای الهی، صلوات بر محمد و آل محمد، و فضیلت این روز و ماموریت رسول خدا در انتصاب امیرمؤمنان به امامت ایراد شود.

6.مرحوم حلبی(ره) می نویسد: ...و «صلاة یوم الغدیر رکعتان و وقتهما قبل الزوال ساعة... و لو ابتدا قبلها بخطبة مشتملة علی الحمد و الثناء و الصلاة و الولاء و الاعلام بفضیلة ذلک الیوم و ما خص الله به ولیه من النص علیه بالامامة و تشریفه بالولایة الموکدة عهدها علی جمیع الامة لکان اتم فضلا و اعظم اجرا.» (6)

نماز روز غدیر دو رکعت و وقت آن نیم ساعت به زوال خورشید است... و چنانچه قبل از نماز در خطبه ای از حمد و ثنای الهی، درود بر پیامبر(ص)، دوستی اهل بیت(ع) فضیلت آن روز و آنچه خدا به ولیش اختصاص داده مانند امامت و تشرف به ولایتی که همه امت به پذیرش سفارش شده اند یاد کند، از فضیلتی والا و پاداشی بزرگ برخوردار است.

7. سلار بن عبدالعزیز(ره)متوفای 463ه در کتاب «مراسم » چنین نوشته است:

«و هی من وکیدا السنن وقتها اذا بقی من الزوال مقدار نصف الساعة فی الیوم الثامن عشر من ذی الحجة...» (7)

این نماز از سنت های مؤکد بوده، وقت آن نیم ساعت قبل از زوال خورشید روز هیجدهم ذی حجة است.

8. علامه حلی(ره) متوفای 726 ه می نویسد:

«هذه الصلاة تستحب فی هذا الیوم و اشده تاکیدا قبل الزوال بنصف ساعة.» (8)

این نماز در روز غدیر مستحب است و نیم ساعت قبل از زوال خورشید بر خواندن آن تاکید شده است.

او همچنین می فرماید: خدا به سبب هدایت، اکمال دین و اتمام نعمت منتی بر بندگان دارد که سپاس آن در روز غدیر لازم است، بدین خاطر نماز عید غدیر را مستحب شمرده اند.

9. شهید اول(ره) متوفای 786 ه در «ذکری » چنین نوشته است:

«و من الصلوات المستحبة صلوة یوم الغدیر و هی مشهورة بین الاصحاب.» (9)

یکی از نمازهای مستحبی، نماز روز غدیر است که بین اصحاب شهرت دارد. علاوه بر این او می گوید:

و ثوابها مائة الف حجة و عمرة و یعطی ما سال. (10)

و پاداش این نماز با هزار حج و عمره برابر است و هر چه [نمازگزار] درخواست کند برآورده می شود.

10. مقدس اردبیلی(ره) متوفای 993 ه می نویسد:

«و المشهور بین الاصحاب جواز فعلها جماعة و لیس ببعید، لعدم المنع من الجماعة فی النافلة مطلقا بحیث یشملها ظاهرا و لا اجماع فیه، مع الترغیب فی الجماعة، خصوصا فی هذه الصلاة فی هذا الیوم، و لانه یحصل النفع اکثر لحصول ثوابها لمن لم یعرف هذه الایات بالاقتداء.» (11)

مشهور میان اصحاب جواز خواندن نماز [عید غدیر] به جماعت است و این سخن بعید نیست; زیرا خواندن نمازهای نافله به جماعت منع مطلقی ندارد که ظاهر این مورد را شامل شود و اجماعی نیز بر منع تحقق نیافته است. علاوه بر این. جماعت در نمازها، بخصوص در نماز این روز، مورد تشویق شرع قرار گرفته است. از سوی دیگر به جماعت خواند نماز عید سود بیشتر را دارد، چون کسی که با آیات آشنا نیست [توانایی قرائت ندارد] پاداش بسیار می یابد.

11. محقق کرکی(ره) متوفای 940 ه در این باره می گوید:

«و صلاة الغدیر رکعتان قبل الزوال بنصف ساعة یقراء فی کل رکعة منها الحمد و کلا من التوحید و القدر و آیة الکرسی الی قوله (هم فیها خالدون) عشرا، جماعة فی الصحراء بعد ان یخطب الامام بهم، و یعرفهم فضل الیوم فاذا انقضت الخطبة تصافحوا و تهانوا.» (12)

نماز غدیر دو رکعت است که نیم ساعت قبل از زوال خورشید خوانده می شود، در هر رکعت، پس از حمد، سوره توحید، قدر و آیة الکرسی، تا هم فیها خالدون، هر یک ده بار خوانده می شود. این نماز پس از خطبه خطیب، که فضیلت آن روز را بیان می کند، پس از پایان خطبه مردم به یکدیگر دست داده، تبریک می گویند.

12. مرحوم نراقی(ره) متوفای 1245 ه می نویسد:

«و استحبابها مشهور بین الاصحاب قدیما و حدیثا و تدل علیه روایة العبدی و غیرها.» (13)

استحباب این نماز بین اصحاب گذشته و حاضر مشهور است و روایت عبدی و غیر آن بر این مطلب دلالت دارد.

مرحوم سید محمد کاظم یزدی نیز در عروة الوثقی به این مساله اشاره می کند و تمام کسانی که بر «عروة الوثقی » حاشیه نوشته اند، از جمله مرحوم امام خمینی(ره) آن را پذیرفته اند.

روایات

به دو روایت در این مساله اشاره می کنیم:

محدث جلیل القدر شیخ حر عاملی(ره) متوفای 1104 ه .ق در وسائل الشیعه بابی را به استحباب نماز در روز غدیر اختصاص داده، از امام صادق(ع) چنین نقل می کند:

«محمد بن الحسن باسناده عن الحسین بن الحسن الحسنی، عن محمد بن موسی الهمدانی، عن علی بن حسان الواسطی، عن علی بن الحسینی العبدی قال: سمعت ابا عبدالله الصادق(ع) یقول: صیام یوم غدیر خم یعدل صیام عمر الدنیا - الی ان قال - و هو عید الله الاکبر و ما بعث الله نبیا الا و تعید فی هذا الیوم و عرف حرمته; و اسمه فی السماء یوم العهد المعهود و فی الارض یوم المیثاق الماخوذ و الجمع المشهود; و من صلی فیه رکعتین یغتسل عند زوال الشمس من قبل ان تزول مقدار نصف ساعة... عدلت عندالله عزوجل مائة الف حجة، و مائة الف عمرة، و ما سال الله عز و جل حاجة من حوائج الدنیا و حوائج الاخرة الا قضیت کائنا ما کانت الحاجة.» (14)

محمد بن حسن با سندش از حسین بن حسن حسنی از محمد بن موسی همدانی از علی بن حسان واسطی از علی بن حسین عبدی نقل کرده است که گفت: از امام صادق(ع) شنیدم، فرمود: روزه روز عید غدیر با روزه تمام عمر دنیا برابر است [و سخن را ادامه داد] تا آنکه فرمود: غدیر عیدالله اکبر است، خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نکرد مگر آنکه این روز را برایش عید قرار داد و حرمتش را به وی شناساند.

غدیر در آسمان «روز عهد معهود» و در زمین «روز میثاق گرفته شده و جمع مشهود» نام دارد. کسیکه در این روز نیم ساعت قبل از زوال خورشید دو رکعت نماز بخواند و قبل از آن غسل کند... نزد خداوند پاداشی برابر با هزار حج و هزار عمره خواهد داشت و خواستهای دنیایی و آخرتی اش برآورده می شود.

ایرادهایی که بر حدیث وارد شده، چنین است:

1. اشکال مرحوم عاملی

شیخ طوسی این روایت را در «تهذیب الاحکام » (15) نقل کرده و مرحوم عاملی در «مدارک الاحکام » (16) سند آن را ضعیف دانسته است. هر چند این بزرگوار عامل ضعف را بیان نکرده، ولی احتمال دارد که به خاطر وجود علی بن الحسین العبدی در سلسله راویان روایت را ضعیف شمرده باشد چون در کتب رجال به وی اعتنایی نشده است.

2. اشکال مرحوم صدوق(ره)

مرحوم صدوق(ره) به خاطر حضور محمد بن موسی همدانی در سند روایت آن را ضعیف می داند و می گوید: خبر نماز روز غدیر خم و پاداش کسی که در آن روزه بگیرد به طریق محمد بن موسی همدانی نقل شده است. شیخ ما محمد بن حسن بن الولید، محمد بن موسی را مورد اعتماد نمی دانست و هر که در نقل روایت مورد تصدیق و تایید استادم قرار نگیرد نزد من متروک و غیر قابل اعتماد است

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 8:23  توسط نیلوفر فرهادی/درنا صادقیان  | 

 

امام صادق ـ علیه السّلام ـ هر شب برای فرزندش و در هر روز برای پدر و مادر خود دو ركعت نماز می گزارد، در ركعت اول سوره ی قدر و در ركعت دوم سوره ی كوثر می خواندند.[1]

 


نماز وحشت


مستحب است در شب اول قبر دو ركعت نماز وحشت برای میّت بخوانند، در دو ركعت اول سوره ی حمد و آیه الكرسی، و ركعت دوم بعد از حمد ده مرتبه سوره ی قدر بخواند، و بعد از سلام نماز بگوید: «اللهم صل علی محمد وآل محمد و ابعث ثوابها الی قبر فلان » و به جای این كلمه اسم میّت را بگوید.


برادر وخواهر! نماز وحشت هدیه ای است از شما به كسی كه از دنیا رفته است، این نماز را برای آشنایان بخوانید تا دیگرا ن هم برای شما بخوانند.[2]

 


نماز شب اول قبر (وحشت)


و سید بن طاوس از حضرت رسول ـ صلّی الله علیه و آله ـ روایت كرده كه فرمود: نمی گذرد بر میّت ساعتی سخت تر از شب اول قبر، پس رحم نمایید مردگان خود را به صدقه، و اگر نیافتی چیزی كه صدقه بدهی، پس یكی از شما دو ركعت نماز بخواند و در ركعت اول حمد یك مرتبه و سوره ی توحید دو مرتبه، و در ركعت دوم حمد یك مرتبه و سوره ی تكاثر ده مرتبه، و سلام دهد و بگوید: « اللهم صل علی محمد و آل محمد و ابعث ثوابها الی قبر ذلك المیت فلان بن فلان ». پس حق تعالی می فرستد همان ساعت هزار ملك به سوی قبر آن میت با هر ملكی جامه ای و حلّه ای ، و تنگی قبر او را وسعت دهد تا روز نفع صور عطا كند به نماز كننده به عدد آنچه آفتاب بر آن طلوع می كند حسنات، و بالا برده می شود برای او چهل درجه.[3]

 

[1] . مفاتیح الجنان، ص 396.
[2] . كافی، ج 3، ص 285.
[3] . سفینه البحار، ج 2، ص 47

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 8:20  توسط نیلوفر فرهادی/درنا صادقیان  | 

اهمیت نماز اول وقت

نماز صبح:

انسان مسلمان در صبح برای نماز صبح بیدار می شود درحالیکه دربرابر سه تحول مهم قرار دارد:

ü     دریافت نور در زمان آن که فعالیت غده صنوبری را کاهش می دهد، و میلاتونین را کم می کند و عملیات دیگر مرتبط با نور را فعال می سازد.

ü     پایان کنترل دستگاه عصبی (ناخوشایند) که شب ها باعث آرامش می شود و شروع دستگاه عصبی (خوشایند) که روزها باعث فعالیت می شود.

ü     آمادگی برای استفاده از نیرویی که افزایش کورتیزن در صبح آن را ایجاد می کند، و این افزایش خود به خود صورت می گیرد و به خاطر بلند شدن ازخواب و پایین آمدن از تخت نیست همچنانکه هورمون سیرنونین و اندرفین در خون نیز افزایش می یابد.

 

نماز ظهر:

انسان مسلمان هنگام نماز ظهر در معرض سه تحول مهم قرار دارد:

ü     در اثر افزایش نخست هرمون ادرینالین در پایان صبح خود را با نماز آرام می کند

ü     از لحاظ جنسی خود را آرام می کند چرا که تستوستیرون در ظهر به اوج خود می رسد.

ü     ساعت بیولوژیک از بدن می خواهد که اگر وعده غذایی سریعی نخورد نیروی بیشتری برای آن فراهم کند که نماز باعث آرام کردن و کاهش تشنج حاصل از گرسنگی می شود.

 

نماز عصر:

تأکید زیادی بر ادای این نماز وجود دارد زیرا آن مرتبط با دومین زمان اوج ادرینالین می باشد که فعالیت ملموس چندین عضو از جمله فعالیت قلب را به دنبال دارد و بیشتر افزایش فشار قلب بیماران قلبی مستقیما در این زمان صورت می گیرد که نشان دهنده ی فشاری است که این عضو مهم در این زمان باآن روبروست. و جالب آن است که بیشتر فشار قلب کودکان تازه متولد شده نیز در همین زمان صورت می گیرد و معمولا اوج مرگ کودکان تازه تولد در ساعت 2 بعداز ظهر می باشد و بیشتر افزایش فشار قلب آنان بین ساعت 2 تا 4 بعداز ظهر می باشد. و اینها نشان دهنده سخت بودن این زمان برای جسم انسان به طور کلی و قلب به طور خاص می باشد.

بیشتر مشکلات اطفال مشکلات قلبی تنفسی می باشد و حتی در بزرگسالان نیز همینگونه می باشد چراکه بدن آنها در این زمان سختی زیادی را متحمل می شود و آن با افزایش ببتید ویژه به حوادث و فاجعه های مخوفی منجر می گردد .

و نماز عصر انسان را از کارهایش در این زمان باز می دارد و به منظور پرهیز از این پیامدها مانع مشغول شدن انسان به کار دیگری می گردد.

 

نماز مغرب:

این زمان تغییر و تحول از نور به تاریکی است که عکس آن چیزی است که در زمان نماز صبح صورت می گیرد بنابراین به خاطر شروع تاریکی ترشح میلاتونین افزایش می یابد که باعث می گردد انسان احساس خواب آلودگی و کسالت کند و در مقابل سیروتین ، کورتیزون و اندروفین کاهش می یابد.

 

نماز عشاء:

در زمان انتقال از فعالیت به استراحت و برعکس زمان نماز صبح می باشد. و زمانی ثابت برای انتقال جسم از کنترل دستگاه عصبی خوشایند به دستگاه عصبی ناخوشایند می باشد. و شاید این سرّ تأخیر این نماز تا کمی قبل از خواب می باشد تا تمام کارها تمام شده باشد و بعد از آن مستقیما خواب صورت گیرد.

در این زمان حرارت بدن و ضربات قلب کاهش می یابد و هرمون های خون بالا می رود.

 قابل توجه این است که این زمان نماز های پنجگانه با تحولات بیولوژیک مهم جسم منطبق است  که با گذر زمان نمازهای پنجگانه انعکاسات شرطی شده مؤثری را به جای می گذارد که می توانیم توقع داشته باشیم هر روز صبح، نماز صبح به نوبه خود علامتی باشد برای شروع فعالیتی و ثبات داشتن بر یک رژیم و برنامه ی منظم روزانه ی دارای بخش های ثابت به همراه یک عامل صوتی (اذان) آن گونه که در نماز صورت می گیرد باعث می شود بدن انسان در یک هماهنگی بسیار زیاد با محیط خارج حرکت کند و به دنبال آن هماهنگی و انسجام تام بین موارد زیر صورت گیرد:

ü     زمان های بیولوژیک داخل بدن

ü     زمان های مؤثرهای محیطی خارج از بدن مانند چرخه نور و تاریکی

ü     زمان های شرعی با ادای نمازهای پنجگانه در زمان آن

« منزهی تو پروردگارمان و شهادت می دهیم که پروردگاری جز تو نیست و به درگاه تو توبه می کنیم.»نماز

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 6:55  توسط نیلوفر فرهادی/درنا صادقیان  | 

آداب نماز عید فطر

قبل از خروج از منزل به نیت انجام دستور خداوند، با یك یا چند دانه خرما افطار نموده ،و دعایی را كه در این مورد رسیده است بخواند. زیرا در این دعا نیز امامش – درود و سلام خدا بر او و پدران و فرزندانش – ذكر شده و باید در مضمون دعا تأمل كند. زیرا دعا به روشنی می گوید كه رفتن به سوی نماز، رفتن به طرف خداوند است. بنابراین باید نشانه دیدار با خدا را داشته باشد. اگر بتواند باید به اندازه بزرگی خدا و شناخت منت او، در اجازه دیدارش بلكه دعوت به این كرامت، آنگونه كه شایسته است ادب این مقام را رعایت كند. ولی خیلی بعید است این مخلوق ضیعف بتواند آنگونه كه شایسته این مجلس است تواضع و احترام و شكرگزاری نماید. بنابراین باید همراه با اعتراف به ناتوانی به اندازه ای كه می تواند سپاسگزاری و متواضع باشد .

اگر شرمی كه به اضطرار برسد به وجود آمد، اجابت نیز به دنبال آن آمده و گرفتاری برطرف می گردد . علامت اضطرار نیز این است كه در هنگام عید قلب او شكسته، و از ردّ شدن بترسد، امیدوار عفو و فضل او بوده و امیدواری به كرم پروردگارش را بیشتر نماید، به انتظار رحمت و عنایت خداوند باشد. آنگونه كه بندگان صالح او هستنند، و ترس خود را با ملاحظه این كه امروز روز جایزه دادن و به دست آوردن فضیلت است از بین ببرد.

و اگر نتوانند، نباید حضور در این مجلس برای او سبكتر از حضور در مجلس سلطان زمانش باشد . زیرا از سلطان غفلت نمی كند، به خصوص هنگام سخن گفتن با او. اگر سلطان بداند كه دل رعیتش جای دیگر است او را از مجلس خود طرد، از حضور او جلوگیری و او را از عطایای خود محروم می نماید. به خصوص كه بداند این غیر، دشمن سلطان است، كه در این حالت به شدت بر او خشم می گیرد. و اگر از یاد و احترام به خدا غفلت از پروردگار چیزی جز دوستی دنیا نمی باشد، دنیایی كه دشمن خدا و دوستانش می باشد .

بپرهیز از این كه این مجلس را كوچك شماری. زیرا اهل آن، فرشتگان مقرب، پیامبران و رسولان، شهدا و صدیقین و بندگان صالح خدا هستند . شرمسار باش كه حاضرین مجلس در بهترین حالات باشند – همگی پاك، مقدس، آراسته، بر سر ایشان تاج كرامت مراقبت خدای جلیل بوده، بر بدن هاشان لباسهای توجه به خدا، بر دلهایشان جامه اشتغال به خدا و بر بدنهاشان لباس باز داشتن از نافرمانی خدا، بر دستهایشان انگشتر نگشودن دست به نافرمانی خدا و بر پاهایشان كفش منع از رفتن در حرامهای خدا – و سر تو برهنه از لباس نگهداشتن از مخالفت با خدا و بر دستت انگشتر ستم بر بندگان خدا بوده و پایت برهنه از رفتن به سوی طاعت خدا باشد .

آنچه درباره اضطرار به پوشش پروردگار گفتیم، فقط در كسی به وجود می آید كه با چشم دل نجاست گناهان را بر اعضای بدنش و پلیدی عیوب دل بر روح و جانش را ببیند. آن هم نه مجازا بلكه واقعا این مطلب را درك كند و بفهمد كه این نجاستها و پلیدیها نجس تر و كثیف تر از چیزهای كثیف این عالم و بدبوتر از مردارهای بو گرفته دنیاست .

اگر پرده از جلو دیدگانت برداشته شده و ببینی بدنت آلوده به نجاست های گناهان و باطن تو گرفتار انواع بیماریهایی است كه تو را از چشم دیگران می اندازد چه حالی خواهی داشت؟ آیا با این شكل و قیافه بر سر سفره پاكان، و بزرگانی كه هیچ عیبی ندارند حاضر خواهی شد! اگر زیبایی باطنی آنان را ببینی از همنشینی آنان پرهیز خواهی كرد، چه رسد به این كه سر سفره آنان بنشینی. و حتی اگر هزار چوب هم به تو بزنند راضی نمی شوی با این همه پلیدی كه در تو هست، خود را به آنان نشان بدهی. برادرم! حال بد خود را بنگر و خود را بنگر و خود را مضطر به این مطلب بنما تا خداوند بدی هایت را پوشانده و بدیهایت را به خوبی تبدیل نماید. آنگاه درِ كرم حضرت اله را بكوب و صدا بزن: ‹‹ ای كریمترین كریمان! ای اجابت كننده دعای مضطرها! به پستی و ذلتی كه نسبت به خودم روا داشتم رحم كن . تو از من به خودم مهربانتری به خصوص در مثل چنین روزی كه مرا دعوت به دیدار خود نموده ای. من میهمان تو هستم پس راضی نشو كه آبرویم پیش میهمانهایت بریزد. كارم را اصلاح كرده و از لباسهایی كه به میهمانانت می دهی به من نیز عنایت فرما تا بتوانم زشتی ها و نقایص خود را پوشانده خود را بیارایم و آبرویم را حفظ كنم .

یكی از پوشش های زیبای او، همین شكل انسانی است كه اگر از ما سلب شده و مردم شكل واقعی ما را ببیند رسوا می شویم. زیرا شكل روح متناسب با اخلاق و صفات است. مثلا كسی كه صفت غضب بر او غالب باشد، روح او به شكل سگ خواهد بود. مگر این كه خُلق خود را با داوری حلم معالجه نموده، خشم تبدیل به شجاعت شده و شكل سگ به شكل انسانی شجاع تغییر یابد. و همینطور سایر اخلاق و صفات.

اگر انسان با اضطرار واقعی روی به درگاه پروردگارش آورد محال است او را اجابت نكند. او كسی است كه در قرآن خود فرموده است: (امن یجیب المضطر اذا دعاء و یكشف السوء؛ ای كسی كه هنگامی كه مضطر او را بخواند، او را اجابت نموده و گرفتاریش را برطرف می نماید) بنابراین بنده باید اضطرار را در خود به وجود بیاورد. اغلب مردم روحیات بدی در خود به وجود آورده و از صفات خوب غافل هستند. به همین جهت نیز از چیزهایی است كه به طور اتفاقی شنیده و مسموعات آنها خجالت و شرمی در آنها به وجود نمی آورد، چه رسد به این كه آنچنان خجالت بكشند كه به اضطرار برسند .


و خلاصه اگر شرمی كه به اضطرار برسد به وجود آمد، اجابت نیز به دنبال آن آمده و گرفتاری برطرف می گردد . علامت اضطرار نیز این است كه در هنگام عید قلب او شكسته، و از ردّ شدن بترسد، امیدوار عفو و فضل او بوده و امیدواری به كرم پروردگارش را بیشتر نماید، به انتظار رحمت و عنایت خداوند باشد. آنگونه كه بندگان صالح او هستنند، و ترس خود را با ملاحظه این كه امروز روز جایزه دادن و به دست آوردن فضیلت است از بین ببرد. در عین حال با گوشه چشم به عظمت خدا و بزرگی جنایت خود نگریسته و مانند كوتاهی كنندگانی كه به دامن عفو فراوان او پناه آورده اند، رفتار می كند، و تمام سعی و تلاش او برای استغفار و جلب رحمت و دیدن آثار قبولی است. و به نگهبانان و حامیان خود كه از معصومین علیهم السلام می باشد، پناهنده شده تا او را شفاعت نمایند. و خداوند را به حق و آبروی آنان قسم می دهد كه او را با عفو خود اكرام نموده، از فضل مخصوص خود محروم نكند، صورت كریم خود را از او بر نگردانده، به خاطر آنان او را قبول نماید و آنگونه كه با حزب و دوستان خود رفتار می كند با او نیز معامله كند . از به وجود آمدن این حالات معلوم می گردد كه فیض قدسی شامل حال او شده است كه باید خدا را به خاطر نجات و رهایی از خطر هلاك ثنا گفته، و از این به بعد با یاری گرفتن از پروردگار خود را از غفلت و انجام كارهایی كه باعث هلاكت دائمی است دور بدارد .

با گوشه چشم به عظمت خدا و بزرگی جنایت خود نگریسته و مانند كوتاهی كنندگانی كه به دامن عفو فراوان او پناه آورده اند، رفتار می كند، و تمام سعی و تلاش او برای استغفار و جلب رحمت و دیدن آثار قبولی است. و به نگهبانان و حامیان خود كه از معصومین علیهم السلام می باشد، پناهنده شده تا او را شفاعت نمایند. و خداوند را به حق و آبروی آنان قسم می دهد كه او را با عفو خود اكرام نموده، از فضل مخصوص خود محروم نكند، صورت كریم خود را از او بر نگردانده، به خاطر آنان او را قبول نماید

آنچه درباره اضطرار به پوشش پروردگار گفتیم، فقط در كسی به وجود می آید كه با چشم دل نجاست گناهان را بر اعضای بدنش و پلیدی عیوب دل بر روح و جانش را ببیند. آن هم نه مجازا بلكه واقعا این مطلب را درك كند و بفهمد كه این نجاستها و پلیدیها نجس تر و كثیف تر از چیزهای كثیف این عالم و بدبوتر از مردارهای بو گرفته دنیاست .

اگر كسی خود را در پیشگاه سرور رسولان و ائمه طاهرین و فرشتگان مقرب و سایر پیامبران و رسولان فرض نماید چه حالی خواهد داشت؟ فكر می كنم اگر انسان یك دهم این رسوایی را داشت، آرزو می كرد زمین او را فرو برد تا از این رسوایی رهایی یابد. مریم راستگو هنگام فرض رسوایی بین مردم، با این كه نزد خدای عز وجل و فرشتگان پاك بود، گفت: ‹‹كاش قبل از این مرده و كاملا فراموش شده بودم.›› به هر صورت تمامی ما به پوشش زیبای خدا محتاج بوده و اگر این پوشش از ما برداشته شود، رسوا خواهیم شد .


یكی از پوشش های زیبای او، همین شكل انسانی است كه اگر از ما سلب شده و مردم شكل واقعی ما را ببیند رسوا می شویم. زیرا شكل روح متناسب با اخلاق و صفات است. مثلا كسی كه صفت غضب بر او غالب باشد، روح او به شكل سگ خواهد بود. مگر این كه خُلق خود را با داوری حلم معالجه نموده، خشم تبدیل به شجاعت شده و شكل سگ به شكل انسانی شجاع تغییر یابد. و همینطور سایر اخلاق و صفات. به همین جهت گذشتگان هر روز با آینه و غیره سیمای خود را بررسی می كردند تا مطمئن شوند كه تغییر نكرده و مسخ نشده و پوشش خدا همچنان باقی است. و این شكلهای حقیقی گاهی اوقات به بعضی از اولیا نشان داده می شود و مردم را به این شكلها می بینند . از امام سجاد علیه السلام روایت شده است كه پرده را از جلو دیدگان شخصی برداشته و شكل واقعی جاجی ها را به او نشان داد و او در میان جمعیت فقط دو نفر را به شكل انسان دید .

بپرهیز از این كه مجمع نماز عید فطر را كوچك شماری. زیرا اهل آن، فرشتگان مقرب، پیامبران و رسولان، شهدا و صدیقین و بندگان صالح خدا هستند . شرمسار باش كه حاضرین مجلس در بهترین حالات باشند – همگی پاك، مقدس، آراسته، بر سر ایشان تاج كرامت مراقبت خدای جلیل بوده، بر بدن هاشان لباسهای توجه به خدا، بر دلهایشان جامه اشتغال به خدا و بر بدنهاشان لباس باز داشتن از نافرمانی خدا، بر دستهایشان انگشتر نگشودن دست به نافرمانی خدا و بر پاهایشان كفش منع از رفتن در حرامهای خدا – و سر تو برهنه از لباس نگهداشتن از مخالفت با خدا و بر دستت انگشتر ستم بر بندگان خدا بوده و پایت برهنه از رفتن به سوی طاعت خدا باشد .

هنگام برپایی نماز عید به صورت جماعت، مصیبت غیبت او را به یاد آور و به یاد داشته باش كه امامت نماز عید از حقوق مخصوص امام زمان (عج) و برپایی آن از كارهای معروف اوست .

‹‹ چون در روز عید خود را آشكار كند، دیده همگان بر زیبائیش خیره گردد. ارواح آنان به سوی زیبایش سرازیر شوند و مردمك چشمانشان از فرط زیبایش هوس گلزار نمایند. عید من آن روزی است كه با دیدگان شاد كه زیبایش را تحسین می كند، آن زیبایی را ببینم.››‌

آیا این مصیبت نیست كه به جای نماز با امام عصر(عج) با دیگران نماز بگزاریم! اگر به جای دیگران امام زمان (عج) خطبه های نماز عید را می خواند چه حالی داشتیم! و اگر او در میان ما بود روزگار ما چقدر با امروز فرق داشت !

آنگاه به آنچه در روایات درباره او آمده بنگر از قبیل: بركت ها و نورهای زمان حضور او، گسترش عدل، برچیده شده بساط ظلم و سركشی، عزت اسلام، احترام قرآن، رواج ایمان، كامل شدن عقلها، تزكیه دلها، اصلاح اخلاق و از بین رفتن تفرقه و نفاق .

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 6:54  توسط نیلوفر فرهادی/درنا صادقیان  | 

فواید نماز شب

 

  1) باعث خشنودي خدا و دوستي ملائكه است.

  2) باعث مباهات خداوند بر فرشتگان است.

  3) باعث درخشش براي اهل آسمان همانند ستارگان است.

  4) باعث روشني دل است.

  5) باعث استجابت سريع دعا است.

  6) باعث پزيرش توبه و پاك شدن از گناهان از جانب حضرت حق است.

  7) باعث كفاره گناهان است.

  8) باعث زيبايي صورت و شادابي چهره و نوراني شدن آن در طول روز است.

  9) باعث سلامتي و تندرستي و رفع انواع بيماريهاي جسمي و روحي است.

  10) باعث از بين رفتن غم و اندوه و تقويت نور چشم است.

  11) باعث تمسك يافتن به اخلاق انبياء و اولياي خداوند است.

  12) باعث انجام دادن سنّت پيامبران و صالحان است.

  13) باعث تابش نور خدا به او مي‌شود.

  14) باعث مهر و محبت و محبوب القلوب شدن بين مردم است.

  15) باعث افزايش عمر است.

  16) باعث جلب رزق و روزي فراوان و ادعاي قرض است.

  17) باعث نوعي صدقه است.

  18) باعث نوشته شدن چهار ثواب بزرگ براي خود است.

  19) خداوند نه صف از ملائكه پشت سر نمازگزار قرار مي‌دهد.

  20) كليد رفتن به بهشت و جواز عبور از پل صراط است.

  21) زينت آخرت و نور مؤمن در آخرت است.

  22) نماز شب همچون سايباني در روز قيامت است بر سرش.

  23) نماز شب لباس بدن نمازگزار است در روز قيامت درحاليكه همه عريانند.

  24) نماز شب در روز قيامت همچون نوري در برابرش است و چشم نمازگزار نماز شب در روز قيامت شادمان است.

  25) نماز شب ميان شخص نمازگزار و آتش جهنم همچون حائلي فاصله مي‌گذارد.

  26) ميزان اعمال خوب نمازگزار در روز قيامت سنگين است.

  27) نماز شب همچون تاجي در روز قيامت است بر سرش.

  28) چراغي است براي تاريكي قبر و برطرف كننده وحشت تاريكي قبر است.

  29) نماز شب همچون مشعلي نوراني است در تاريكي قبر.

  30) نماز شب، نمازگزار را از عذاب قبر ايمن مي‌كند و برات آزادي از آتش جهنم است.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 6:52  توسط نیلوفر فرهادی/درنا صادقیان  |